« انتخابات!!! | صفحه اصلی | کاج »

واتو واتو

توی اطراف من آدم کم نیستن، بعضی از اونا رو خیلی خوب میشناسم و بعضی هاشون رو خیلی نه. اما یکی از کسانی که اطرافم هست و کم هم نمی بینمش به نظر من خیلی خارق العاده و اعجاب انگیزه.

تا جایی که خودم رو میشناسم، همیشه سعی کردم توی مسائل کسی فضولی نکنم و بخصوص در یه مسائل خاصی تا حد امکان قاطی نشم؛ اما این بار علی رغم میل باطنیم پام رو کشوندن وسط ماجرا.
والا قضیه از این قرار بود که چند وقت پیش نفهمیدم یهویی چی شد که این موجود افتاد وسط زندگی من! چشمتون روز بد نبینه، این جاندار به تمام حرکات من گیر می داد، از راه رفتنم توی خیابون گرفته تا ظرف شستنم توی آشپزخونه. حالا چرا؟ برای اینکه من و اون توی فضای برداری 2 بعدی با اغراق در تمام موارد 180 درجه مخالف هم در حال حرکتیم.

از مشخصات ظاهری این موجود (که اولین بار اون رو این جوری دیدم) میشه به هیکل آرنولدی در رده فوق سنگین، مو های متوسط تیره، لباس های رده WXL، بارونی چرمی بلندو کفش های مخصوص، از همون هایی که کار گران معادن ذغال سنگ استعمال میکنن اشاره کرد.

اول فکر می کردم که یه زززززززز تمام عیاره ولی در آخرین برخوردی که با این موجود داشتم متوجه این قضیه شدم که نه بابا این جوری ها هم نیست نظریه ایشون بر این پایه استواره که زنان ضعیفه هایی قابل پاچه خواری هستند!

یکی از اعتقادات راسخ ایشون اینه که نباید نعماتی که در اطراف بشر وجود داره حیف و میل بشه، و باید بصورت کامل از اون ها استفاده بشه. در اولین برخورد به راه رفتن من در خیابون گیر فرمودن که چرا به اندازه کافی و وافی در بذل توجه به اطرافم و بخصوص موجودات انوث به اندازه سهم خودم انجام وظیفه نمی کنم.
بعد از اون لطف کردن و یک بار درحال شستن ظرف، من رو توی آشپز خونه مورد عنایت قرار دادن و حسابی مسخرم کردن که ای زززززززز بدبخت تو آدم نمیشی، بیچاره همین کارها رو میکنی که از ترس جی افت (Girl Friend) حتی سرت توی خیابون بالا نمیاد! البته با اینکه نتونستم متقاعدش کنم که بابا ظرف شستن برای خودش عبادتیه، ولی پیش خودم خوشحال بودم که لااقل تونستم بهش بفهمونم که نه من آدمم و نه اینکه اصلاً جی افی در کاره.

در مرحله بعد لطف عیال ایشون شامل حال این حقیر شد و طبق اون نصیحت والا که همیشه پدر گرام به من می فرمودن، زبان سرخ من سر سبز من بر باد خواهد داد، گفتن حقیقت فوق باعث تنگ شدن روزگار بر من شد.
آه از این روزگار که این جوری خواسته بود؛ دل مهربون و کوچولوی این موجود به حال من سوخته بود و بعد از به سُخرِه گرفتن من که ای بیچاره ی، بی عیالِ، زن ذلیلِ، بی دست و پای ...
نمی دونم چرا بی دلیل با عیالش تصمیم گرفتن که دست منو بند کنن. وارد جزئیات نشیم که من بخت برگشته با چه مشقتی از زیر حملات گسترده و حساب شده فرماندهان این جنگ تحمیلی، در حالی که از موضعم عقب نشینی نکردم زنده بیرون اومدم.

یکی دیگه از عجایب این بشر که بیشترین فشار مخالف برداری رو به هیکل من وارد می کنه و روی اعصاب من پاتیناژ میره، اونم با قَرَنِی، اینه که ایشون یکی از هوا داران و اشاعه دهندگان مسلک Multi GFing ( بخونید مولتی جی افینگ) یا همون چند عشقولانه ای هستن. این موجود نه تنها به شدت موقع صحبت با عیالش حرف های عشقولانه می زنه بلکه در تمام لحظات بخصوص موقع قدم زدن توی پارک، توی کافی شاپ یا رستوران، پارتی یا مهمونی، توی خیابون، مترو، و خلاصه هر جایی که موجود انوث حضور داشته باشه به شدت سعی می کنه نصیحت شاعر خوش قریحه ما، که شخصاً برای ایشون سرودن: «تا توانی دلی بدست آور – که دل شکستن هنر نمی باشد»؛ رو سرلوحه اعمالش قرار بده!
شاید باورتون نشه که کار بجایی رسید که یه دفعه این موجود بخاطر زیارت دانشکده هنر های معاصری که بنده در حال تحصیل توی اونجا هستم من رو خفت کرد و مثل کَنه بهم چسبید تا به زیارت این مکان تاریخی بیاد. تا اینجای کار خیلی مشکلی نبود؛ اما وخامت اوضا اون جایی بود که چشم ایشون بعد از رویت تنی چند از هم دانشکده ای های بنده ناگهان به دل مبارک دستور دادن تا پروانه ای بشه و دل ایشون هم به عقلشون امر فرمودن که یه کاری بکنه، نمی دونم شاید هم به علت نقص فنی در سیستم کنترلی این موجود قلبشون یک ضرب به عناصر حرکتیشون فرمان صادر کردن که منو خَفه کنه که برم و براش مخ بکوبم!

در مورد قدرت باصره این جاندار عرض شود، با وجود سالیان زیاد تحقیق و تفحص و همچنین صرف هزینه های هنگفت و سر سام آورِ دانشمندان خارجی؛ هنوز کاشف به عمل نیومده که چطوری میشه با وجود عینک ظریف نمره 18 و آستیکمات ایشون، دیدش حتی در شب از سالم ترینِ آدم ها قوی تر باشه و بتونه یه موجود انوث رو در 97 یاردی به وضوح تعیین هویت کنه!

و اما اجازه بدید از قدرت بصیرت این موجود چیزی نگم تا اینکه خدایی نکرده سکته ناقص نزنید!

این موجود جالب به همون اندازه ای در زنده بودنش جهان رو دچار تناقض وجودی می کنه، مطمئنم پس از پیوستنش به دیار باقی، باز هم می تونه اثرات شگفتش رو بجا بذاره. حتماً می پرسید چطوری؟ خوب میشه این جوری نگاه کرد که اگه قرن های آینده، پس از فوت ایشون، یه موقع باستان شناسانِ اون زمان با تجهیزات مجهز خودشون بخوان جنسیت این اسکلت رو تعیین کنن، دچار تناقض معنایی میشن، چون که همیشه یکی از مواردی که به اون ها در این راه کمک می کنه توجه به ساییدگی فکِ، که در مورد این جسد، حتی با در نظر گرفتن باقی نشانه های موجود، باز هم مطمئنن اون ها برعکس واقعیت، تشخیص مونث بودن رو خواهند داد!

نظرات

samoolikoom!
chand nokte ke age bekhay mitooni az persi tozihe bishtar bekhay:
1.inke dar atrafe to adam kam nist ro rad nemikonam! amma tavajjoh dashte bash ke gheibi o jenni o jako joonevaraye dige ham dar atrafetan! koodoom bishtare?! javabesh ba khodet!
2.gahi lazeme ke se bodi negah konim!
3.WXL khatereye zibaii be name do X large ro be yade mano persi miare ke dar peye oon ye darya khatere o joke!
4.dar ghesmate hamleye farmandehane jangi, dar akharin sarfe felet eshtebah kardi! to avval shakhse mkhatabi! zendebiroon oomadam dorosteshe!
5.didi goftam jako joonevar ziade! hamin agha tabdil be parvane shodan! albate deleshoon! pas momkene khodeshoon tabdil be fil ham shode bashan! amma be har hal az dayere ensan ha kharej shodan!
6.dar morede ghovveye binaiie ishoon bayad be hozooretoon beresoonam ke in ghodrati ke shoma mohasebe kardeiid jozve liste ghovaye binaiie oghabe ke ba tavajjoh be in masale baz ham tavajjohetoon ro be nokteye avval jalb mikonam!
7.in neshaneii ke shoma goftid makhsoose ensan hast! shoma be in dooste aziz begin ke sareshoon ro zamin bezaran, shakhsan tazmin mikonam ke jensiateshoon ro oon moghe ham tashkhis bedan.
8. khosh halam ke az ishoon be name mojoood va na ensan nam bordeiid.
9. sa@ se o bisto haft daghigheye bamdade rooze jome hast va man yade persi o sahand oftadam, sar zadam ta be neveshtehashoon daste enayat keshide bashim.
10. fekr mikonam behtar bashe be parageraphe dovvome hamin matnet tavajjohe bishtari konam o inghadr dar zamineye verrajie shabane ke az khosoosiate jenni haye ma ghable tarikh ast honarmandie khodam ro be soorate fakhr forooshi borooz nadaham!
be koorie cheshme persi ke bishtar shabihe cheshme vazaghe, shad bashi sahande azizam!
dadashet ....

سلام دادش گلم.
1-
قبول دارم که موجوداتی مثل جنی ها، غیبی ها و ابلیس هایی مثل من و ... بین این انسان ها احساس خاصی دارن.

2-
جالب اینکه، ابعاد این موجود این قدر نا موزونِ، که حتی با قرار دادنش در صفحه مقیاس 3 بعدی حتی بدون اضافه کردن بعد چهارم که زمان باشه، بررسی و تشریح این جاندار برای انسان ها بسیار مشکلِ.
یادم باشه سر فرصت برای خودمون که خارج از دایره انسانیت هستیم، مقاله ای جدا بنویسم!

3-
داداش حتماً یادم می مونه که از پرسی جان در مورد چیز هایی که گفتی بپرسم تا روشن شم.

4-
راست گفتی فعلم رو درست کردم. مرسی جیگر!

5-
راستی داش سیای عزیز، ببخشید که در مواردی ما داداشات، به دلیل اینکه می ترسیم نوشته هات باعث بد آموزی برای انسان هایی که گه گدار به اینجا سر می زنن بشه، بخش هایی از اون رو دست خوش تحریف می کنیم ):

6-
باز هم مرسی از اینکه به فکر مایی و سری به ما میزنی. ما هم به یادتیم و امید وارم که به زودی روی ماهت رو از نزدیک ببینم.

باید تشکر کنم که در مورد این موجود، برادر عزیزم گفتند، تا مایه ی مباهات تمامی اجنه و غیبی های محترم بشه که همچین جونوری بینشون نیست. به خصوص بنده در مورد غیبی ها مطمئنم!
اما به روی دو چشمان خوشگل مثل وزغم، به خاطر داداشم در مورد اجنه در 1000 سالِ آینده خواهم نوشت، تا غصه نخوره!!

سابولیکم!
میبینم که اینجا به محفلی خونوادگی تبدیل شده!
اول از این جهت که ما داداشا دور همیم و با هم یه جورای عجیبی چت میکنیم!
دوم به اون جهت که بوی آدم نمیاد!
خوب خدا رو صد مرتبه شکر.
سهند عزیزم من خوشحال میشم پیشتون باشم و قد قد کنم!
اما در مورد اصلاحات نوشته های من:
اول آنکه صاحب اختیاری
دوم اینکه قبول دارم که سخنانم چنان ... ببخشید! گهربار هستن که باید قرنها بگذره تا متوجه ما و معنای بسیار خوشبوی سخنانمان شوند.
خوشحالم که 1000سال دیگه هم قراره روی گل پرسی عزیز رو تحمل کنیم!
شاد باشین.
فیلاً!

نظر خود را بگوييد

( نظر خود را در مورد اين مطلب بگوييد. نظرات شما، بعد از دريافت مجوز انتشار از سوي مسئولان سايت، قابل مشاهده مي باشد.
منتظر نظرات شما هستيم!
از نظرات و صبر شما متشکريم.)

نام(Name):

آدرس پست الکترونيکي شما(E-Mail):

آدرس وب سايت شما(URL):

نظر شما(Comment):
(حتي الامکان از تگ هاي HTML استفاده نکنيد!)