شايد فردا براي من و تو دير باشد !!!((يه درد دل ساده !!! ))
دنيا به هيچکي وفا نداره ؟؟؟آخي؛ بيچاره دنيا !!! نگيم دنيا، بگيم: خودمون وفا نداريم ...
مدت هاست به بعضي از واژه ها فکر مي کنم !!! به خيلي چيزها و خيلي کس ها دارم فکر مي کنم !!!
به آدم ها ي اطرافم که چطور درگيري هاي خودشون رو دارن !!! حتي دوستان صميميم، به اون ها و برخوردهاشون هم دارم فکر مي کنم !!!
همه انگار درگيري هاي خودشون رو دارن !!! همه انگار يه جورايي اسيرن و درگير !!! اسير زندگي و درگير با مشکلات زندگي !!!
انگار امروزها مردم حتي براي خودشون هم وقت ندارن !!! انگار، به خودشون هم وفا ندارن !!!
چند نفر از ما در روز به خودمون قول ميديم؛ اما به عهد و قولمون وفا نمي کنيم !!!
چند نفر از ما به عهدي که با دل خودمون يا دل ديگري بستيم، وفا کرديم ؟؟؟
وفا، صداقت، ايثار، فداکاري،راستگويي و .................
چرا اين کلمات پر مفهوم، براي ما نامفهوم يا بي مفهوم شدن !!!
وقتي دلم مي گيره، اون هايي که براشون مهم نيست خوب نمي پرسن چي شده !!! خوب مرام و رفاقت که زوري نميشه !!! من هم براي اينکه خودم ناراحت نشم به خودم مي گم: مهم نيست !!! اون هايي هم که يکم مرام دارن، از من مي پرسن که چي شده؟!؟! و وقتي من سکوت مي کنم، مي گن: باور کن ما خودمون هم دلمون گرفته !!! و از دردهايي مي گن که اصلا درد من نيست !!! اما هيچ کس رو نديدم که از من بپرسه : از من دلت گرفته ؟؟؟ من کاري کردم ؟؟؟ يا حداقل بگه: کاري از دست من برمياد ؟؟؟ يا حداقل يکم اصرار کنه ؟؟؟
تاسف آوره که بین تمام دوستان و اطرافیانم فقط 3 نفر این سوالات رو ازم پرسیدن !!! که به خاطر داشتن این 3 نفر خدا رو شکر می کنم و خوشحالم که هنوز کسانی رو دارم که من، کارهای من و دل من، براشون ارزش داره !!!
یک سری هم با چند تا دليل که به نظر خودشون هم منطقيه، بي توجهي يا کم توجهيشون رو توجيه مي کنن و چند تا نصيحت بي سرو ته مي کنن و ميرن دنبال کار خودشون !!! انگار نه انگار که يه بنده خدايي دلش گرفته بود !!!
اما اصولا همه ميگن : به ما چه !!! يا اگه خودش بخواد، ميگه !!! و ....
شايد چون کمک به ديگران يا پرسيدن حال و احوال همديگه رو ميذاريم به پاي فضولي کردن !!!
قديم مردم از شام خونه همسايشون خبر داشتن !!! مي دونستن کي سير مي خوابه، کي گرسنه !!!
اما حالا همسايه ديوار به ديوارمون رو نمي شناسيم !!! سلام عليک هم که اصلا حرفش رو نزن !!!
اما چي شد که اين جور شديم ؟؟؟ چي شد که بي احساس شديم ؟؟؟ چي شد که بي خبر از همديگه و دل هم شديم !!! حتي دوستي ها هم مثل سابق نيست !!! حتي عشق هم شده، عشق و عاشقي قديم !!!
چي شد که خيلي چيزهارو فراموش کرديم ؟؟؟
ما آدم ها خيلي وقته که خيلي چيزهارو فراموش کرديم !!! البته نمي دونم که فراموش کرديم يا ازمون گرفتن ؟؟؟
اما من ترجيح ميدم بگم فراموش کرديم، چون معتقدم باورهاي آدمي رو هيچ کس نمي تونه ازش بگيره !!!
چند روزه که به ارزش هاي فراموش شده يا کم رنگ شده، فکر مي کنم !!!
ميدونم الان ميگيد: چقدر بيکاره که به اين چيزها فکر مي کنه !!!
اما من چيزهايي رو مي بينم که شايد ديگران نمي بينن يا نمي خوان ببينن !!!
به آدم هاي اطرافم و حتي دوستانم نگاه مي کنم و حرکات و رفتارشون رو به دقت مورد ارزيابي قرار ميدم !!! شايد عجيب باشه، اما من آدم ها رو دوست دارم، هر آدمي براي خودش يه قصه است !!! هر آدمي براي خودش، يه کوله بار پر از تجربه داره !!! شايد براي همينه که من آدم ها رو دوست دارم !!!
دوست دارم به آدم ها و ابعاد روحي و شخصيتيشون فکر کنم، شايد چون اين طوري مي تونم نقص ها و نقاط قوّت خودم رو پيدا کنم و خودم رو بيشتر و بهتر بشناسم !!! اما حتي اين شکل برخورد و تفکر من هم براي خيلي از آدم ها عجيب به نظر مي رسه !!! بهتر بگم: امروزه فکر کردن هم فراموش شده و کار عجيبي به نظر ميرسه !!!
بيشتر آدم ها شدن مثل ماشين يا روبات !!! بيشتر آدم ها اهداف از پيش تعيين شده اي براي خودشون دارن که براي رسيدن به اين اهداف هر کاري مي کنن !!! هر کاري !؟!؟
اصلا هم 1% شک نکنيد اين اهداف، اهدافي به جز: قدرت، شهرت و ثروت باشند !!!
به قول خودم : عمرا غير از اين ها باشند !!!
مي خوام چند تا مثال ساده بزنم و درد دلم رو تموم کنم اما باور کنيد، اين همه حرفم نيست !!! چون همه چيز قابل گفتن نيست !!!
چند مثال ساده :
مثلا فراموش کرديم وقتي يک خانم يا آقاي مسن سوار اتوبوس مي شن، جامون رو بهشون بديم !!!
فراموش کرديم که حق تقدم رو در صف ها يا حتي رانندگي رعايت کنيم و پايمال کردن حقوق ديگران رو زرنگي مي دونيم !!!
فراموش کرديم به هم احترام بذاريم !!! به خصوص بعضي از آقايون !!! باور کنيد اصلا نمي خوام خدايي نکرده به کسي توهين کنم !!! منظورم بعضي از آقايونه !!! بعضي از آقايون توو حرف مي گن: خانم ها مقدم هستن !!! اما باور کنيد در عمل کاملا برعکس اين جمله عمل مي کنن !!!
مثلا توي خيابون با سرعت از کنار خانم ها رد ميشن و به عمد يا غير عمد يه تنه محکم به خانم ها ميزنن که يا جيغ خانم رو درميارن يا خانم بيچاره صداش رو درنمياره و سکوت مي کنه و ميره !!!
داشتم مي گفتم ...
فراموش کرديم به رفتگر محلمون، راننده اتوبوس يا راننده تاکسي سلام بديم و بهشون بگيم: خسته نباشيد !!!
فراموش کرديم به پدر و مادرمون اول سلام بديم و حالشون رو بپرسيم !!! وقتي وارد خونه ميشيم، اخمامون رو توو هم مي کنيم و تازه وقتي اون ها بهمون سلام ميدن اگه سر کيف باشيم، زير لب مي گيم: سلام !!! و اگه سر کيف نباشيم که معمولا نيستيم ، سري تکون ميديم و گره ابروهامون رو محکم تر مي کنيم !!! انگار مشکلات و سختيهاي بيرون از خونه، تقصير اون هاست !!! انگار که به ما بدهکارن !!!
موقع ناهار يا شام هم يا مشغول بازي با کامپيوتر هستيم ( يا چت مي کنيم يا web گردي مي کنيم يا عکس و سايت هاي سرگرم کننده search مي کنيم ) يا در حال صحبت کردن با تلفن هستيم !!! و بعد از اينکه بابا و مامان 20 بار داد زدن که ناهار يا شام سرد شد !!! با اخم به سيني غذا نگاه مي کنيم و ميگيم: واي من از اين غذا بدم مياد !!! چرا اين غذا رو درست کردي !!! زودتر مي گفتي من از بيرون غذا سفارش مي دادم !!! و خلاصه بار خستگي رو، رو شونه هاي مادر سنگين تر مي کنيم !!!
کدوممون وقتي مي خوايم شروع به خوردن غذا کنیم، بسم الله مي گيم و آخر غذا، قبل از پا شدن از سر سفره يا ميز غذا، خدا رو شکر مي کنيم و از مادر و پدرمون تشکر مي کنيم ؟؟؟
ما خيلي چيزهارو فراموش کرديم !!! خيلي چيزها !!!
مادرم هميشه ميگه: والا ما بچه بوديم اينقدر امکانات نداشتيم، اما از نسل جوون امروز سرحال تر و شاداب تر بوديم، صبرمون هم از شما بيشتر و توقعاتمون کمتر بود !!!
از يه بنده خدايي که موي سپيدي هم داشت، شنيدم : ما که اينقدر به پدر و مادرمون احترام مي ذاشتيم بچه هامون اين شده، واي به حال بچه هاي ما؛ بچه هاي اينها چي مي خوان بشن !!! خدا مي دونه ...
حالا من يه سوال دارم: چي شد که بعضي ارزش ها ، بي ارزش شدن ؟؟؟
بياييد سر خودمون رو کلاه نذاريم و با گفتن جمله کليشه اي هميشگيه خودمون(( ارزش ها عوض شدن )) ، خطاهامون رو توجيه نکنيم !!!
احترام به حقوق و شخصيت يکديگر، ارزشي نيست که به مرور زمان بي ارزش بشه و فراموش بشه !!!
البته هنوز نميشه گفت که کاملا از بين رفته، اما قبول کنيد کم رنگ شده !!!
من هم مثل بيشتر شماها جوونم، اگر بيشتر از شما نباشه؛ کمتر از شما مشکل ندارم !!! من هم گاهي بي حوصله مي شم، گاهي از زندگي خسته مي شم !!! من هم متعلق به اين نسل هستم ، پس جوونهاي هم دوره خودم رو درک مي کنم !!! اما دوستان، فراموش نکنيم که: با اين که زندگي در اين دوره زمونه سخت شده، براي پدر و مادرهاي ما هم سخت شده ؛ پس فشار و سختي هاي بيرون از خونه رو؛ سر پدر و مادرمون خالي نکنيم !!! اون ها هم مشکلات و گرفتاري خودشون رو دارن !!! گناه که نکردن که پدر و مادر ما شدن !!!
رفتگر محل و رانندگان اتوبوس و تاکسي در سرما و گرما، دارن زحمت مي کشن !!! چون بهشون ماهيانه يا بليط و پول ميديم خيال نکنيم که حقي به گردنمون ندارن !!! اگه فشار کاري رو نمي تونيم براشون کم کنيم، با ترش رويي و اخم ديگه زيادش هم، نکنيم !!!
قبول کنيد مي تونيم بهتر از اين چيزي که الان هستيم، باشيم !!! انسان سرشار از توانايي و استعدادهاي شناخته و ناشناخته است !!! پس بياييد خودمون رو دست کم نگيريم !!!
بياييد با همه سختيها به هم لبخند بزنيم و شادي رو به هم هديه بديم !!!
بياييد منتظر اين نباشيم که ديگران به ما محبت کنن يا در دوستي رو، به روي ما باز کنن !!!
بياييد با اخلاق خوش و لبخند به ديگران، لذت زندگي رو در اطرافيانمون ايجاد کنيم !!!
بياييد تا هستيم، قدر با هم بودن رو بدانيم !!!
شايد فردا براي من و تو دير باشد !!!
******************************************************************

******************************************************************
راستي اين روزها، دلم زود زود ميگیره و ميشکنه !!!
نمي دونم شيشه دلم نازک شده يا سنگ هاي روزگار روي سر دلم، خراب شده !!!
نمي دونم مرام و معرفت رو ميشه از کجا خريد !!!
نمي دونم صداقت و درستي رو از کی بايد طلب کرد !!!
نمي دونم من از ديگران خسته شدم يا ديگران از من ؟؟!!
خوب نوشته من تموم شد، اما حرف هام نه !!!


باران عزیزم،خودمونی بگم! با نوشتت خیلی حال کردم.حرف دل خیلی هارو زدی.همه اینایی که گفتی درسته.هیچ کس هم نمی تونه خودش رو توجیه کنه.اول از همه ازت معذرت می خوام.چون انگار این چند روز اخیر حال روحیت زیاد خوب نبوده و من هم چون فکر می کردم که حرفاتو به دوست صمیمیت می زنی دیگه چیزی ازت نپرسیدم.می دونی دلیلش چیه؟ما آدماخیلی خودمون رو گرفتار چیزایی کردیم که خیلی هم ارزش ندارن.نمی دونستم تو هم مثل من به خیلی چیزا فکر می کنی.آفرین!ولی عزیز من ما داریم خودمون رو خسته می کنیم.این جماعت درست بشو نیستن.خود من هم یکی از اونها.بگذریم.ولی اینو بدون که از روی ظاهر آدمها نمی شه فهمید تو دلشون چی می گذره.اینو بدون که خیلی ها در کنار تو ونگران تو هستن ولی در ظاهر نشون نمی دن.هنوز نسل آدمای با مرام از بین نرفته.ما می تونیم از خودمون و از همین فردا شروع کنیم.به هر رفتگر یا راننده تاکسی یا هرکس دیگه ای که داره تو این شهر زحمت می کشه تا یه لقمه نون حلال در بیاره،سلام بدیم و بهش بگیم خسته نباشی،خدا قوت! این حداقل کاریه که می تونیم بکنیم.ببخش که خیلی حرف زدم.از درد دل ساده و دل نشینت ممنونم.
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
باران: سلام به شلمان نازنینم ...
کامنتت زیبا بود؛ چیزی رو بهم یاد آوری کردی که باید به خاطرش ازت تشکر کنم !!!
" ولی اینو بدون که از روی ظاهر آدمها نمی شه فهمید تو دلشون چی می گذره. "
آفرین !!! راستی تو هم دوست من هستی؛ البته اگه من رو به دوستی قبول داشته باشی ...
راجع به این که از خودمون شروع کنیم باید بگم: من با اغلب همسایه هامون سلام علیک دارم !!! و رفتگر محلمون هم از بس باهاش سلام و احوال پرسی کردم، من رو به اسم کوچیک میشناسه !!! من همیشه قشر زحمت کش جامعه ام رو بیشتر تحویل می گیرم !!! برای همین برای خیلی ها رفتارم عجیب به نظر می رسه !!! بگذریم
کامنتت خیلی خوب و پر مفهوم بود !!! راستش من هم اصلا فکر نمی کردم، که تو هم به این مسائل فکر کنی !!!
به هر حال یک دنیا ازت ممنونم دوست عزیزم !!!
نويسنده: shelman | ژوئیه 2006
سلام
خوب از اونجایی که فعلاً قرار شده که موقع نقد کامنت بدیم (توجه دوستان رو به معنی نقد جلب می کنم!) من اول از سبک جدید و دل نشینت که باعث یه تحول و جهش بزرگ توی نوشته هات شد تعریف می کنم. آفرین :)
دوم پیشنهاد می کنم که تا در یک جلسه این موضوع رو به بجث بذاریم چون اگه بخوام کامنت بدم احتمالاً طولانی میشه و اگه بخوام مطلبی دنبالک کنم باز هم فکر می کنم کافی نباشه!
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
باران: اولا سلام !!!
ثانیا، راجع به بند اول کامنتت فقط می تونم بگم: لابد دیگه !!
ثالثا، راجع به بند دوم کامنتت فقط می تونم بگم: باششششه !!
نويسنده: sahand | ژوئیه 2006
barane azizam hata age hame ham be fekret bashan mibini ke hichkas joz on balaie nemifahmatet motmaen bash ke adamye dorovaret kheili dostet daran vali khodeshon enghadr moshkel daran ke montazeran to in soalo aahon bekoni mage na mage ??
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
باران عزیزم حتی اگه همه هم به فکر باشن می بینی که هیچ کس جز اون بالاییه نمی فهمدت. مطمئن باش که آدمای دور و برت خیلی دوستت دارن ولی خودشون اینقدر مشکل دارن که منتظرن تو این سوال رو از اونا بکنی مگه نه مگه؟؟
.: به دلیل ناخوانایی برگردان تقریبی انجام شد:. .: برگردان به فارسی توسط مدیریت :.
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
نويسنده: jojoyetanha | ژانویه 2007