چه سبک بود پاییز!
در آن هنگام که عطر بهار نارنج در کوچه های تاریک شب پیچید، و در آن هنگام که نسیم خنک پاییزی گونه های سردوخشکم را نوازش می داد، پاییز را حس می کردم و رفتنش را.چه سبک بود پاییز، فانی وزودگذر...
کنار دریا راه می رفتم و به دور دست ها خیره شده بودم.دیگر پاهایم توان رفتن نداشت.روی تخته سنگی نشستم و به فکر فرو رفتم... روزی که آمد با کوله باری از سوغاتی های رنگ و وارنگی که برایم آورده بود.در چشمانش برق شادی موج می زد.با خوش حالی پرسیدم برایم سوغاتی آورده ای؟ نگاهی اجمالی به من انداخت و چمدانش را روی میز گذاشت.آرام آن را باز کرد.
چمدان پر بود از برگهای زرد و قرمز خشکیده ای که بوی پاییز می داد.چقدر زیبا بود.اما پراز اندوه.با نگاه کردن به برگها انگار هاله ای از غبارغم دلم را فرا گرفت. برگهای خشکیده را کنار زدم.زیر برگها قاب عکس شکسته ای را دیدم که با دیدنش انگار داغ دلم را تازه کرده بودند.عکس او بود با سه تا دخترانش.
من دختر دوم او بودم.به یاد گذشته افتادم.چقدر کوچک بودم.چشمان مشکی من از درون قاب عکس برق می زد.قاب عکس را به او نشان دادم.نگاه سنگینی به من کرد.اشک از چشمانش جاری شد.انگار بغضی در گلویش بود که نمی توانست از آن رهایی یابد.قاب عکس را از من گرفت و توی چمدان گذاشت.از نگاهش می شد حرف دلش را فهمید.نگاهش بوی وداع می داد.بوی خداحافظی.بوی رفتن...
نه آمدنش را فهمیدم و نه رفتنش را.هنوز نیومده می خواست برود و من تا سال دیگر نمی توانستم او را ببینم.آرام چمدانش را که کوله باری از غم و اندوه بود را با خودش برد.او رفت و من ماندم و برگهای خشکیده پاییز.آری، چه سبک بود پاییز!

فرا رسیدن پادشاه فصلها،پاییز را به همه متولدین این فصل و دوستدارانش تبریک می گویم.


سلام به دوست نازنینم، شلمان ...
مطلبت قشنگ بود !!!
جداً پاییز فصل قشنگیه !!!
پاییز رو، من عاشقانه دوست دارم !!!
خوشحالم که من هم یکی از متولدین فصل پاییزم !!!
با خوندن مطلبت و دیدن عکس قشنگت، اومدن فصل پاییز رو احساس کردم ...
به هر حال، دختر پاییز، امیدوارم که فصل زیبای پاییز، برای تو فصل رسیدن به آرزوهات و تموم شدن روزهای دلتنگیت باشه !!!
موفق باشی دوست خوبم ...
.............................
مرسی باران عزیزم.امیدوارم اینطور که می گی باشه.
نويسنده: baran | سپتامبر 2006
سلام
مطلب قشنگی بود. باید بگم آرایه های ادبی قشنگی رو استفاده کردی و من از تشبیهات و جانبخشیهات (انسان نمایی) خوشم اومد چون زیبایی خاصی رو ایجاد کردن.
اما از لحاظ نگارش بهتره که بعد از نقطه های آخر هر جمله، ویرگول و ویرگول نقطه یه فاصله تا واج بعدی بذاری!
موفق باشی :)
...............................
ممنون از نظر لطفتون.شما این نکته رو بارها تذکر دادید. کو گوش شنوا؟؟؟ :-)
نويسنده: sahand | سپتامبر 2006