مسافر ...
همیشه برای نشون دادن اعتراض، نیازی به فریاد نیست !!!
گاهی باید بی صدا بود و با سکوت، اعتراض کرد !!!

همیشه یک چمدون کوچولو همراه داشته باش !!!
گاهی سفر کردن و رفتن، می تونه خودش، یک اعتراض باشه !!!
بعضی اوقات لازمه به سفر بری و حتی پشت سرت رو هم نگاه نکنی !!!
توو اون چمدون کوچیک هیچی نمی خواد بذاری و با خودت ببری !!!
چون بعضی چیزها حتی ارزش با خودت بردن رو هم ندارن !!!
اما چمدون پُر از خالی رو با خودت ببر !!!
تا با دیدنش یادت بیفته : " تو همیشه یک مسافری "
گاهی لازمه گذشتت رو با خاطرات آدم هاش؛ دفن کنی و فراموش کنی !!!
فراموش کنی آدم ها رو، با همه خاطراتشون، و بی صدا ترکشون کنی !!!
به جاده خاکستری نگاه کن !!!
انتهای جاده هر چی که باشه؛ از این جا موندن، بهتره !!!
پس مسافر خوبی باش !!!



مطلب جالبی بود باران جان.در ضمن یادت نره هر چی دلت میخواد ببر ولی گیتار آقای شماعی زاده رو با خودت نبر :-)
نويسنده: shelman | اکتبر 2006
سكوت بعضي جاها جواب مي ده ولي در بيشتر موارد كارساز نيست . به نظر من فرياد زدن و مسافر بدي بودن بهتر از سر از بيابان در آوردن است. بياد داشته باش هيچ گاه نمي توني از گذشته فرار كني ولي مي توني خودت آينده رو اون طور كه دوست داري بسازي.
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
باران: سلام به شما ...
قبل از هر چیز بابت کامنت، ازتون تشکر می کنم ...
منظورم رفتن بود، نه فرار کردن !!!
در سکوت رفتن، به نظر من خیلی با شکوه تر و پر غرور تر از فریاد زدن سر بعضی افراد هستش که به واقع هیچ کدوم از حرفهات رو نمی فهمن !!!
می دونید دوست عزیز، تمام مطلبم رو می تونم در یک بند تشریح کنم:
بعضی اتفاقات و حتی شخصیت های زندگی هر کدوم از ما، حتی ارزش فکر کردن و غصه خوردن رو هم نداره !!! باید رفت و گذر کرد، وقتی امیدی به بهبود اوضاع نیست !!! دل به هیچ چیز و هیچ کس نباید بست !!! چون همه ما، مسافریم !!!
***************
" اگر می خواهی نگهم داری، مرا از دست می دهی؛ اما اگر بخواهی همراهیم کنی، تا ابد در کنارت خواهم ماند"
/// باید همسفرِ مسافر باشی، تا بتونی درکش کنی ///
نويسنده: stormboy | اکتبر 2006
سلام
اشو:
«بگذارید باد بوزد و خورشید بتابد. همه چیز را خوشامد بگویید.وقتی با قلبی باز با زندگی هماهنگ شوید، هرگز بسته نخواهید شد. البته زمان اندکی باید صرف آن کنید، و حالت باز بودن را حفظ کنید؛ وگرنه دوباره بسته خواهید شد.»
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
باران: سلام به شما ...
من که ربط این نوشته رو به مطلبم نفهمیدم !!!
لابد دیگهههههههههههههههههههه !!!!!!!!!!!!!!!!!!
متشکرم ...
موفق باشید ...
نويسنده: Sahand | اکتبر 2006