« دسامبر 2007 | صفحه اصلي | فوریه 2008 »

30 ژانویه 2008

خجسته جشن سده با بیان موبد نیکنام

جشن سده

واژه سَدِه ، از ریشه سَتدر زبان پهلوی آمده است و معنی آن عدد صد است . هنگامی که ایرانیان سال را به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم کرده بودند ، از آغاز فروردین تا پایان مهر ماه هر سال را تابستان می‌گفتند و از اول آبان تا پایان اسفند را زمستان می‌نامیدند . آنان هنگامی که صد روز از زمستان و از شروع ماه آبان می‌گذشت و روز دهم بهمن فرا می‌رسید ، آن را سده می‌نامیدند و جشن می‌گرفتند .

آنان بر این باور بودند که سرمای زمستان از آن پس به آرامی کاهش خواهد یافت . پس در روز جشن سده به دشت و صحرا روی می‌اوردند ، هیزم و خار و خاشاک فراهم می‌کردند و با فرارسیدن شب ، آتش بزرگی می‌افروختند و به امید افزایش در روز بعد که آن را از جلوه‌های اهورایی می‌دانستند به شادمانی می‌پرداختند

روایتی که به جشن سده در تاریخ ایران باستان نسبت می‌دهند ، ماجرای پیدایش آتش توسط هوشنگ ، پادشاه پیشدادی است که شرح ان در شاهنامه فردوسی به روشنی و رسایی امده است . جشن سده پس از اسلام نیز در بسیاری از شهرهای ایران برپا می‌گشت . اکنون زرتشتیان در همه شهرها و روستاها ، با اتش افروزی ، سده را جشن می‌گیرند


--------------------------------------------------------------------------------

برگفته از کتاب از نوروز تا نوروز نوشته : کورش نیکنام - انتشارات فروهر

29 ژانویه 2008

جشن سده Sadeh شاد و خجسته

واژه سده: بيشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد مي دانند. ابوريحان بيروني مي نويسد: “سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و آخر سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند” و برخي برآنند كه در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد .”

نظر ديگر اينكه سده معروف، صدمين روز زمستان از تقويم كهن است، زمستان در تقويم كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخي گفته اند كه اين تسميه به مناسبت صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.

واژه سده: بيشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد مي دانند. ابوريحان بيروني مي نويسد: “سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و آخر سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند” و برخي برآنند كه در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد .”

نظر ديگر اينكه سده معروف، صدمين روز زمستان از تقويم كهن است، زمستان در تقويم كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخي گفته اند كه اين تسميه به مناسبت صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.

زنده ياد استاد مهرداد بهار معتقد است كه واژه سده از فارسي كهن به معني پيدايش و آشكار شدن آمده و آن را برگزاري مراسمي به مناسبت چهلمين روز تولد خورشيد (يلدا) دانسته و مي نويسد: … جشن سده سپري شدن چهل روز از زمستان و دقيقا در پايان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشني ديگر كه در دهم دي ماه برگزار مي شده و كمابيش مانند جشن سده بوده هم بايد توجه كنيم كه در آن نيز آتش ها مي افروختند. اگر نخستين روز زمستان را پس از شب يلدا – تولد ديگري براي خورشيد بدانيم، مي توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمين و چهلمين روز تولد، آيين كهن و زنده ايراني دانست. (در همه استان هاي كشور و سرزمين هاي ايراني نشين، دهم و چهلم كودك را جشن مي گيرند) و اين واژه “sada” (اسم مونث) كه به معني پيدايي و آشكار شدن است ، در ايران باستان sadok و در فارسي ميانه sadag بوده و واژه عربي سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده است.

پيشينه اسطوره اي پيدايش آيين و جشن سده:

از اسطوره هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگها جرقه اي زد و آتش پديدار شد. هم در كتاب “التفهيم” و هم “آثارالباقيه” ابوريحان، از پديد آمدن آتش سخني نيست بلكه آنرا افروختن آتش بر بامها مي داند كه به دستور فريدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است كه : “آفريدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيك، آن روز را جشن كردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيك عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند.”

برگزاري جشن سده:

الف) تا دوره ساساني: فردوسي آنرا به هوشنگ نسبت مي دهد و ابوريحان بيروني و نوروزنامه آنرا از فريدون مي دانند و همچنين رسمي شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان منسوب گرديده است، اما در هيچكدام به شيوه برگزاري آن اشاره اي نشده است.

ب) بعد از ساسانيان: مورخان و نويسندگاني چون بيروني، بيهقي، گرديزي، مسكويه و … از شيوه برگزاري جشن سده در دوران غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آل زيار و … تا دوره مغول بسيار نوشته اند. از آيين هاي عامه مردم سندي نداريم اما در حضور شاهان، رسم شعرخواني بود و نيز پرندگان و جانوراني به آتش انداخته مي شدند و گياه خوشبو تبخير مي كردند تا مضرات آن را برطرف كنند.

ج) در عصر حاضر: در مازندران، كردستان، لرستان،و سيستان و بلوچستان؛ روستاييان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشينان نزديك غروب يكي از روزهاي زمستان (آغاز نيمه يا پايان زمستان) روي پشت بام، دامنه كوه، نزديك زيارتگاه، كنار چراگاه و يا كشتزار آتشي افروخته و بنا بر سنتي كهن پيرامون آن گرد مي آيند بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند.

ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در بين تمامي اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتي، كليمي … رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار مي شود. در بين چادرنشينان بافت و سيرجان سده سوزي چوپاني برگزار مي شود كه شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز “چله بزرگ” است در ميدان ده برمي افروزند و مي خوانند: سده سده دهقاني/ چهل كنده سوزاني/ هنوز گويي زمستاني.

چنانكه از كتاب ها و اسناد تاريخي برمي آيد جشن سده جنبه ديني نداشته و تمام داستان هاي مربوط به آن غيرديني است و بيشتر جشني كهن و ملي به شمار مي آيد و وارث حقيقي جشن سده نه فقط زرتشتيان، بلكه همه ايرانيان اند، ميراثي كه به بسياري از كشورهاي همسايه نيز راه يافت.


برگرفته از :

روح الاميني،محمود. آيين ها و جشن هاي كهن در ايران امروز .

25 ژانویه 2008

برمودا : مثلث خطر؟

این منطقه را مثلث شیطان، برزخ گمشدگان،منطقه برزخ و از همه مشهورتر مثلث برمودا نامیده‌اند.

مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. » این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است.
مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیف تر و غیرقابل تشخیص تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود.

توضیحات غریبی برای این ناپدیدشدن و موارد مشابهی که بعدها رخ داد ارائه شده است:
بیگانگان فضایی که زیر دریا پنهان شده‌اند، وجود مدخلی در این منطقه به بعدی دیگر و وجود حباب‌های غول‌آسای در اندازه کشتی‌ها!!!!
حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعت های همه آن ها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب تر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
اما پاسخ های منطقی برای این اتفاقات وجود دارد. مثلث برمودا منطقه ای است که مسافرت‌های هوایی و دریایی بسیاری در آن صورت می‌گیرد، و به نسبت این ترافیک شدید حوادث بیشتری نسبت به مناطق دیگر در آن رخ نمی‌دهد.
در این منطقه توفان‌های پیش بینی نشده بسیاری رخ می‌دهد. و همچنین بنا به گزارش نیروی دریایی امریکا، گلف استریم – جریان آب گرمی که از این منطقه اقیانوس منشا می‌گیرد - بسیار سریع و مواج است و می‌تواند به سرعت باقیمانده‌های هر سانحه‌ای را بزداید.

یک دلیل جانبی دیگر می تواند این باشد که، دریا در این منطقه تا 10000 متر عمق دارد.
چندی پیش یك دانشمند ژئوفیزیك ساكن شهر وارونژ روسیه مدعی كشف یك علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد. ولادیسلاو بوكریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یكی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربه‌های ‌ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی می‏دهد. این حركت به یادآورنده پرتاب كننده دیسك است كه در آغاز خود می‏چرخد و تنها در لحظه ای كه بالاترین سرعت زاویه ای را به دست آورد، دیسك را به جلو پرتاب می‏كند. به نظر وی وجود میكرو و ماكرو گودال‌هایی ‌در این منطقه، مولد آشفتگی‌های ‌جاذبه ای و مغناطیسی می‏باشد كه در نتیجه آن دستگاه‌ها ‌از كار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل می‏كند كه گاهی مرگبار است.

وی می‏گوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌های ‌ساعت است. برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود می‏كشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مركز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناك است. در این فاز، ابتدا گودال‌های ‌آبی و پس از آن گودال‌های ‌هوایی پدیدار می‏شوند. این وضعیت همانند فنجانی است كه به طور ناگهانی انتهای آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت می‏كند و حركتی گردشی به خود می‏گیرد و در امتداد خود، جریان هوا را می‏راند. این دانشمند ژئوفیزیك روسیه می‏افزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشكیل جریانات، می‏توان روشی را ایجاد كرد كه وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.

در پایان بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که برخی معتقدند: در مورد پرواز شماره 19، بر خلاف داستان مشهور، در واقع خلبانان نه با تجربه، بلکه در حال تعلیم بوده‌اند، و هوا هم اصلا صاف نبود!!!!
گاهی هم برخی افراد نظرات دینی و معنوی را در رابطه با مسائل غیر طبیعی برمودا بیان می کنند که انسان را به تفکر می اندازد.
به هر حال برمودا یکی از نقاط جذاب و پر ابهام جهان به شمار می رود که نظر بسیاری از مردم دنیا را به خود جلب کرده است ... نظر شما چیست؟؟؟


منابع:
http://hamshahrionline.ir
http://shalamshoorba.blogfa.com

15 ژانویه 2008

جشن بهمنگان یا بهمنجه با زبانی ساده‏تر

روز بهمن - وهمن- از ماه بهمن


آگاهي هايى در باره جشن بهمنگان

چنان‌كه مي‌دانيد، از دير و دور تاكنون هر روز و هر ساعت در اين دنياي پهناور پيش‌آمدهايي روي داده و صفحات تاريخ و نوشته‌ها آن رويداد را در سينه خود ثبت و نگهداري كرده‌است.
تاريخ كشور ايران و دين زرتشتي نيز خود گوياي بسياري از اين رخدادها است كه برخي از رويدادها در بهمن ماه بوده‌است.
از جمله روز دوم بهمن ماه به نام بهمن خوانده‌مي‌شود كه مربوط به «امشاسپند بهمن» است و به مناسبت هم نام بودن ماه و روز به بهمنگان و يا بهمنجه ناميده مي‌شود. امشاسپند بهمن بنا به نوشته‌هاي باستان و اوستا نگهبان چهارپايان سودمند است.
پس از همين رو بوده كه در بهمن روز از كشتن گوسفند و خوردن گوشت خودداري مي‌كنند. چون فرشته بهمن مظهر نيك‌انديشي و نهاد پاك و نماد خرد و دانش است و نيك انديشي يكي از سه اصل اساسي دين زرتشتي است.
براي جشن بهمنگان چكامه‌هايي نيز سروده‌اندكه از آن ميان، به شعر كوتاهي از «انوري» شاعر بسنده مي‌كنيم:
بعدها كز سر عشرت همه روزه افكندي سخن رفتــن و نارفتن ما در افواه
انـــــدر آمد ز در حجــــره من صبــحدمي روز بهمنجنه يعني دوم بهمن ماه
«ابوريحان بيروني» نيز در كتاب التفهيم مي‌نويسند: بهمنجنه بهمن روز است از بهمن ماه، دراين روز بهمن سعيد يا شير خالص و پاك مي‌خورند و مي‌گويند حافظه مي‌آورد و فراموشي را ببرد. اما در خراسان هنگام اين جشن مهماني مي‌كنند بر ديگي كه اندر او از پردانه خوردني و گوشت حيوان حلال گوشت و تره سبزي‌ها وجود دارد.
و سرانجام «علي بن طوسي» در كتاب نعمت خود معروف به «نعمت فرس» زير نام كلمه بهمنجه مي‌نويسد: بهمنجنه رسم عجم است. چون دو روز از ماه بهمن مي‌گذشت، بهمنجه مي‌كردند و اين عيدي بود كه در آن روز طعام مي‌پختند و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر كاس‌ها مي‌افشاندند.


برداشت از سايت انجمن زرتشتيان تهران

جشن بهمن‌گان

جشن بهمن‌گان
بهمن یا وُهومن که از واژه وهومنهدر اوستا گرفته شده ، منش نیک و اندیشه پاک معنی می‌دهد . در گاه‌شماری سی‌روزه زرتشتیان ، دومین روز از هر ماه وَهمَن است که پس از اورمزد قرار دارد . بهمن یکی از امشاسپندان یا به عبارتی دیگر یکی از فروزه‌ها و صفات اهورامزدا است که در گاتا‌های اشوزرتشت ، بسیار به این واژه بر‌میخوریم . و در واقع زرتشت پیامبر ایرانی برای دریافت پیام‌های اهورایی ، از وهومن یاری می‌گیرد . وهومن یعنی اندیشه و خرد خدا داده است . بنابراین اشوزرتشت پیام‌های الهامی خویش را به وسیله خرد مقدس و نیک اهورا داده دریافت می‌کرد . در تاریخ گذشته ، این جشن را بَهمَنجه نیز می‌نامیدند
________________________________________
برگفته از کتاب از نوروز تا نوروز نوشته : کورش نیکنام - انتشارات فروهر

12 ژانویه 2008

برف

ریشه ی واژه برف:

واژه ی کنونی برف از واژه پهلوی وَفر wafr یا وفره گرفته شده است. برف در زبان کهن پهلوی به ریخت های اِسنیزَگ، اِسنیخر و اِسنوی snoy نیز آمده است، که همگی با واژه snow در زبان انگلیسی و Schnee در آلمانی هم ریشه اند.

دانه های و کریستال های برف چه هستند؟

دانه ها و کریستال های برف از یخ هستند و دیگر هیچ. یک کریستال برف، همان طور که از نامش پیدا است، یک بلور یخ است. دانه برف یک نام عمومی است که به توده بهم چسبیده ی کریستال ها گفته می شود. یک بلور یا کریستال، ماده ای است که در آن همه مولکول ها به شکل خاصی که به آن شبکه بلوری منظم گفته می شود، قرار می گیرند. شبکه ای که مولکول های آب تشکیل می دهند، شبکه ای 6 پر است. همان طور که در تصویر می بینید، هر دایره قرمز علامت یک اتم اکسیژن است و خطوط خاکستری هیدروژن هستند.

آیا کریستال های برف همان باران یخ زده هستند؟

باران یخ زده که هر از گاهی شاهد بارش آن هستیم تگرگ است و تگرگ هیچ یک از مشخصات و ریزه کاری های برف را ندارد. بلورهای برف زمانی ایجاد می شوند که بخار آب مستقیما به یخ مبدل شود و این اتفاقی است که در ابرها می افتد و بلور در حالی که رشد می کند، شاخه ها و جزئیات زیبایی پیدا می کند.

بلورهای ساده برف چه شکلی دارند؟

ابتدایی ترین شکل بلور برف نوعی منشور شش پر است و همان طور که گفتیم، بلور یخ شبکه ای شش پر دارد و این فرم اولیه، شکل کلی بلورهای برف را تعیین می کند. اما شکل خاص این بلورها به دلیل رشد کند شاخه های کریستال ها است و سرعت رشد بخش های مختلف آن با همدیگر متفاوت است زیرا سطح مولکول های کریستال در بعضی نواحی یعنی بخش پایه صیقلی ودر بخش شاخه ها ناصاف است و همین موجب کم و زیاد شدن سرعت رشد کریستال می شود. در نتیجه شاخه های بلند از بلور اولیه خارج می شوند و آن را به شکل های مختلفی که به جز موارد استثنایی همه 6 ضلعی هستند، در می آورند.

انواع کریستال هایی که از آسمان می بارند کدامند؟

- دندریت ستاره ای Stellar Dendrites: دندریت به معنای درخت مانند است و درواقع شکل چند شاخه ی این بلورها را توصیف می کند.دندریت های ستاره ای از 6 شاخه اصلی متقارن و چندین شاخه فرعی که از آن ها خارج شده اند تشکیل شده است. عرض این بلورها معمولا 5 میلیمتر یا بیشتر است اما قطر آن ها به کمتر از 0.1 میلیمتر می رسد.
- سطوح مقطع Sectored Plates: چندین لبه و تیغه، شاخه های مسطح این بلورها را از یکدیگر جدا کرده اند به همین دلیل آن را سطوح مقطع نامیده اند. مانند دندریت ستاره ای، این کریستال ها هم مسطح هستند و در اشکال جذاب و متنوع بر زمین می بارند.

- ستون های تو خالی Hollow Columns: شاید کریستال های مسطح توجه بیشتری به خود جلب کنند اما بلورهای ستونی شکل جزء اصلی بیشتر بارشهای برفی را تشکیل می دهند. این ستون های توخالی، مانند مدادهایی چوبی هستند که در انتهای آن ها بخش توخالی مخروطی شکلی داشته باشند.

- سوزنی ها Needles: کریستال های ستونی می توانند تا حدی باریک و بلند رشد کنند که مانند سوزن به نظر برسند. گاهی این سوزن ها بخش هایی توخالی دارند و گاهی انتهای آن ها به شاخه های فرعی تقسیم شده اند.

- دندریتهای فضایی Spatial Dendrites: تمام بلورهای برف به شکل صفحه های مسطح نازک یا ستون های باریک نیستند. دندریتهای فضایی از تعدادی کریستال های مستقل که به یکدیگر چسبیده اند ساخته شده اند.
هر شاخه مانند یک بازوی بلورهای ستاره ای است اما هر کدام از این شاخه ها از یک نقطه مجزا خارج شده و به این کریستال حالتی سه بعدی داده است.

- ستونهای دردار Capped Columns: این بلورها در ابتدا به شکل ستون رشد کرده اما ناگهان به شکل بلور مسطح به رشد خود ادامه داده است. دلیل این امر حرکت کریستال از محل اولیه اش به منطقه ای است که از دمای متفاوتی برخوردار است.

- کریستال های برفک دار Rimed Crystals: دانه های برف در ابرها ساخته می شوند و ابرها از قطرک های ریز آب تشکیل شده اند. این قطرک ها برفک یا سرماریزه نامیده می شوند. زمانی که این برفک ها به بلور برف بچسبند یا داخل آن قرار بگیرند به کریستال های برفک دار مبدل می شوند. میزان برفکی که یک کریستال می تواند با خود حمل کند متفاوت است. گاهی یک دانه برف درواقع کپه ای از برفک است که در این حالت گلوله برف graupel نامیده می شود.

- بلورهای غیر عادی Irregular Crystals: دانه های برف تا زمانی که در ابر هستند زندگی سختی را پشت سر می گذارند بنابر این ممکن است زمانی که به زمین می رسند شکسته، از شکل افتاده یا ناقص باشند. بارش های برف گرم معمولاً با ناقص ترین و غیرعادی ترین دانه های کریستالی همراه است، به خصوص اگر با باد شدید همراه باشد.

در پایان هم شما را به تصاویری برفی میهمان می کنیم!!!


منبع:
http://fa.wikipedia.org
http://www.senmerv.com

1 ژانویه 2008

والیبال هنرمندان

امشب که شنبه باشد، من به همراه دوستم به استادیوم آزادی آمده ایم تا بازی تیم والیبال هنرمندان را تماشا کنیم.

بازی ساعت 5 شروع می شود. ما خیلی هول می باشیم و از ساعت 4 در سالن نشسته ایم. من اولین باراست که به استادیوم می آیم و خیلی ذوق مرگ می باشم.دخترها در سالن خیلی ژیگولی می باشند وظاهراً قرار است بعد از بازی، همگی به عروسی بروند.
صدای جیغ و سوت فقط از قسمت خانم ها شنیده می شود.
کامبیز دیرباز، پژمان بازغی، پویا امینی، ایرج نوذری، بهزاد محمدی و چند نفر دیگر که بازیگر نمی باشند، به داخل زمین می آیند. دخترها خودشان را تکه تکه می کنند. از هر گوشه سالن اسم یکی از بازیکن ها شنیده می شود. هنرمندان خیلی کیفولی می باشند و مدام به قسمت خانم ها نگاه می کنند و دست تکان می دهند. بازیکن های تیم پیشکسوتان والیبال هم به زمین می آیند. هیچ کس آنها را تشویق نمی کند. آنها خیلی حیوونی می باشند. دل من برایشان کباب می خواهد.
دو تیم کنار هم می ایستند و فرت وفرت عکس می گیرند و با هم چاق سلامتی می کنند. هیچ کدام از بازیکن ها عقشولی من نمی باشد.
بازیکن ها اول خودشان را گرم می کنند. به نظر می آید که هیچ کس والیبال بلد نمی باشد. کامبیز خیلی خپل می باشد. بهزاد محمدی فقط هواسش به دخترها می باشد. پژمان خیلی خودشیفته می باشد و کسی را تحویل نمی گیرد.
بازی شروع می شود. دخترها در حال تشویق کردن می باشند. هربار اسم یکی را صدا می کنند و می گویند شیرههههههههه! من نمی دانم اینجا استادیوم است یا باغ وحش؟ سرپرست تیم، جواد عابدی می باشد. مردم اورا ماه مرداد صدا می کنند. بهزاد محمدی اصلاً هواسش به بازی نمی باشد و فقط امتیاز از دست می دهد.
پویا امینی همش در حال زمین خوردن می باشند. کامبیز توپ هایش همیشه به تور می خورد. ایرج نوذری سرتا پایش را چسب کاری کرده است که یک وقت آسیب نبیند. او خیلی جون دوست می باشد.
Set اول تمام می باشد و تیم هنرمندان از تیم پیشکسوتان شکست می خورند. Set دوم زمین عوض می شود و سام درخشانی هم به زمین می آید.
اوهم خیلی خپل می باشد و اصلاً نمی تواند خودش را تکان بدهد. چندین بار توپ به سمت او می آید و او جا خالی می دهد و خنگولانه همه جا را نگاه می کند. انگار اصلا نمی داند کجا آمده است و اینجا چه کار دارد.
دخترها همچنان در حال تشویق کردن و قربون صدقه رفتن می باشند. هیچ کس هواسش به بازی نمی باشد. فقط منتظر هستند که اسمشان را صدا کنند و برگردند و برای دخترها دست تکان بدهند. بهزاد محمدی همچنان باعث از دست دادن امتیاز تیم می باشد.
هربار که کسی زمین می خورد یا امتیاز از دست می دهد، از خوشحالی با هم دست می دهند واصلاً به روی خودشان نمی آورند. این Set هم تیم هنرمندان بازنده می باشد. سومین Set سام درخشانی از زمین بیرون می رود. او خیلی تلاش کرده است و خسته می باشد. تنها دو نفر در تیم واقعاً بازی می کنند که آنها هم هنرمند نمی باشند. یکی از دخترها انقدر پژمان را صدا کرده و جیغ زده است که حنجره اش پاره پاره می باشد. پژمان اصلاً اورا تحویل نمی گیرد و دل من خیلی خنک می باشد.
یکی از دخترها می گوید بهزاد را تشویق کنید. او یکی از دوست دخترهای بهزاد می باشد و از این موضوع خیلی کیفولی می باشد و عقشولانه به بهزاد نگاه می کند. بیچاره دلش خوش می باشد که تنها عقشولی بهزاد است.
این Set هم تمام می شود و تیم هنرمندان بازنده می باشد. بازیکنان به یکدیگر روحیه می دهند و از اینکه بازی را باخته اند خیلی خوشحال می باشند. دوباره کنار هم جمع می شوند و با ژِست های مختلف عکس می گیرند.
من از اینکه کشورم هنرمندان ورزشکاری مثل این ها دارد، خیلی مفتخر می باشم.
یکی از دخترها همچنان از ته اعماقش پژمان را صدا می زند و او همچنان تحویلش نمی گیرد و دل من همچنان خنک می باشد.
ساعت 7 شده و ما درحالیکه دچار یک سرِکاری شفاهی شده ایم، به خانه برمی گردیم.