گذری بر فلسفه نام ماههای ایران زمین
ایرانیان برای هر پدیده سودمندی جشن (یعنی نیایش همگانی) برگزار میكردهاند. از این پدیدهها میتوان رویدادهای طبیعی را نام برد. زمین در گذر خود به گرد خورشید از مداری بیضی شكل میگذرد. هرگاه خورشید در هر یك از دو مركز این بیضی باشد (زمین در دو سر قطر بزرگ جای داشته باشد)، درازای روز و شب برابر میشوند كه نقطههای اعتدال بهاره و پاییزه نامیده شدهاند.
با گذر از نقطه اعتدال و رسیدن زمین به دو سر قطر كوچك بیضی طول روز یا شب كمكم به بلندترین اندازه خود میرسد كه به ترتیب نقطههای انقلاب تابستانه و زمستانه نام دارند. از سوی دیگر هم زمان با گردش زمین زاویه تابش خورشید به بخشهای گوناگون زمین نیز دگرگون شده، گرمای آنجا را كم یا زیاد میكند. بدین گونه سال خورشیدی، فصل، ماه و دیگر پدیدههای مربوط به گاه شماری پدید میآید. در دو نقطه اعتدال بهاره و پاییزه همچنین در نقطههای انقلاب تابستانه و زمستانه به ترتیب جشنهای نوروز، مهرگان، تیرگان و دیگان (یلدا) برگزار میشده است.

در گاه شمار ایرانی سال دوازده ماه سی روزه دارد كه هر روز را به نامی میخواندهاند. هر روز كه نام آن با نام ماه یكی میشده، آن روز را جشن میگرفتهاند. آیین برگزاری این جشنها نیز با نام آن هماهنگ بوده است. در همه این جشنها نخست با نیایش همگانی از خداوند سپاسگزاری كرده، پیمان میبستهاند كه به خشنودی اهورامزدا برای نوكردن جهان همه كردارشان را بنابر هنجار هستی انجام دهند و خرد خود را با منش نیك همگام سازند. سپس به شادی برخاسته، داد و دهش (هدیه دادن و پذیرایی) میكردهاند.
یكی از بزرگترین جشنهای ایرانی نوروز است. در باور ایرانیان جهان در شش مرحله آفریده شده است: آسمان، زمین، آب، گیاه، جانور، و انسان. بنابر این باور انسان در پنج روز آخر سال آفریده شده، در نوروز از فروردین (= فْرَوَهْر = راهنمای اهورایی) برخوردار در نتیجه نو و تازه می شود. بنابر این ایرانیان در پایان اسفند پیرامون خود را پاكسازی میكردهاند. آنگاه در پنج روز ماندهی آخر سال كه به نام «پنجو، پنجه» شناخته میشده با سرودن یكی از پنج بخش گاتها میكوشیدهاند كه درونشان را پاكسازی كنند، تا آماده دگرگونی نوروزی شوند. خانه تكانی پیش از نوروز یادگار این آیین است. سپس به جشن (= نیایش همگانی) می پرداختهاند تا از خداوند برای چنین آفرینش و هدایتی سپاسگزاری كنند.
انسان در خانواده ساخته و در اجتماع پرورده میشود. سپس میتواند با پرورش شش جلوهی خداوند در خودش به او نزدیك شود. از دیدگاه دستور زبان، بهمن، اردیبهشت و شهریور به صورت خنثی یا مذكر و اسفند، خرداد و امرداد نیز سه جلوهای هستند كه به صورت مونث بكار برده شدهاند. این شش صفت در فرهنگ التقاطی ساسانیان با نام اَمْشاسپندان (به معنی بیمرگان افزاینده، پاكان و مقدسان جاودان) دچار شخصیت فرشتهای شدند.
در اسطورههای ساسانی تخممرغ، شیر و شیر برنج نماد بهمن؛ آتش نماد اردیبهشت؛ فلز نماد شهریور؛ زمین نماد اسفند؛ آب نماد خرداد؛ گیاه سبز و خوراكیهای گیاهی نماد امرداد هستند. انسانی كه این شش پرتو را در خود پرورده باشد، روحش چون آیینه روشنایی خداوند را باز میتاباند، بنابراین كتاب آسمانی گاتها و آیینه نیز بایستی نماد اهورایی شدن انسان باشد. در همه جشنها از جمله پنج روز پنجه، سفرهای گسترده و نیایشها در كنار آن انجام میشود. این هفت عنصر در همه سفرههایی كه برای آیینهای دینی (جشنها) گسترده میشوند، وجود دارد و سفره هفتسین یادگار آن است. معنی نامها این نكته را بهتر نشان میدهد ...
فروردین (ماه فروهرها) :

فروردین نام نخستین ماه فصل بها ر و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در گاه شمار ایرانی سال با لحظه گذر زمین از نقطه اعتدال بهاره كه درازای روز با شب برابر است، آغاز میشود در اسطورههای ایرانی پنج روز پیش و پنج روز پس از نوروز فروهرها به زمین میآیند تا روان انسان را تازه كنند. همان گونه كه جهان خموده از زمستان به حركتی تا بلندای رسیدن در میآید.
در اوستا و پارسی باستان «فرورتینام»، در پهلوی «فرورتین» و در فارسی «فروردین» گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.
واژه ی فروهر (فرورد، فرورتی و فروشی به معنی راهنما) نام ذرهای از ذات خداوندی است كه برای راهنمایی باشندگان به سوی خداوند درون آنها نهاده شده است. روان راستكاران با فروهرشان یكی میشود. به سخنی دیگر انسان قطرهای كوچك از دریای خداوند است كه پس از پالایش دریایی میشود به كوچكی یك قطره.
در جشن فروردینگان (نوزدهم فروردین) ایرانیان به آرامگاهها رفته از خداوند برای چنین بخششی سپاسگزاری، برای درگذشتگان درخواست شادی روان و برای خود آرزوی راستكاری میكردهاند.
بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال، فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر می روند.
اردیبهشت (اشا وهیشتا = بهترین هنجار، راه و قانون) :

اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
طبیعت ایران در این هنگام بهترین و زیباترین حالت خود را داشته، از بهترین هنجار برخوردار است همانگونه كه به هنجارترین چیزها زیباترین چیزهاست.گاتها آموزش میدهد كه خداوند هنجاری به نام اشا بر جهان استواركرده است. پیامد شناخت این هنجار « دانش» نام دارد؛ دانشی كه انسان را توانا و پیروز میكند، ولی خرسندی زمانی به دست میآید كه انسان همراه با اشا از بهمن نیز برخوردار باشد.
در اوستا «اشاوهیشتا» و در پهلوی «اشاوهیشت» و در فارسی «اردیبهشت» گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء اول «اشا» از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاکی ... و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است. جزء دیگر این کلمه که واژه «وهیشت» باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است. در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است.
در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است.
در معنی ترکیب لغت اردیبهشت «مانند بهشت» هم آمده است.
خرداد (رسایی و كمال) :

خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است.
بنابر چرخههای بلند مدت آب و هواشناختی ایران در این ماه از سال سیلابهای بهاری فرو نشسته و كم آبیهای تابستانی هنوز فرا نرسیده است؛ بنابراین منابع طبیعی آب در بهترین حالت خود هستند. بچههای جانوران دوره حساس نوزادی را پشت سر گذاشته و شكوفهها میوه شدهاند.
در اوستا و پارسی باستان «هئوروتات»، در پهلوی «خردات» و در فارسی «خورداد» یا «خرداد» گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء «هئوروه» که صفت است به معنای رسا، همه، درست، و کامل؛ دوم «تات» که پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است. ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.
در اسطورههای ایرانی نگهداری از آب ها و زندگان، در برابر دیو تشنگی به این امشاسپند سپرده شده است.
تیر (ایزد باران، ستاره تیشتر، شعرای یمانی) :

تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در چرخههای بلند مدت هواشناسی ایران بیشترین تبخیر و كمترین بارش در این ماه روی میدهد، ولی به هر روی نم بارانی می بارد. از سوی دیگر ستاره تیر در این هنگام طلوع میكند كه ستاره شناسان ایران باستان آن را قرین باران میدانستند.
در اوستا «تیشریه»، در پهلوی «تیشتر» و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی «تیر» گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود.فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهره مند می شود و کشتزارها سیراب می گردد. تیشتر را در زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.
در این اسطوره ی ایرانی دیو «اَپَ ئوشه» آبها را بخار و در آسمان زندانی میكند. ایزد تیر پس از كشمكشهای بسیار این دیو را شكست میدهد. بدین گونه آبها آزاد شده، باران میبارد.
در تاریخ اسطورهای ایران چندین جنگ بزرگ به دلیل بارش باران در این ماه به آشتی انجامید. از رویدادهای اسطورهای این ماه پرتاب تیر بوسیله آرش است كه برای مشخص كردن مرز ایران و توران و پایان جنگی درازمدت انجام شد. از آنجا كه آرش راستكار و ایرانیان خداپرستانی بر حق بودند، ایزد باد تیر آرش را تا كرانه جیحون برده، همراه با آن سختی و غم را از دل و جان ایرانیان دور میسازد. در جشن تیرگان (دهم تیر ماه) كه برابر با انقلاب تابستانه است، مردم پس از سپاسگزاری از خداوند و آرزوی افزایش بارش با شادی به یكدیگر آب میپاشیدهاند كه نمادی از باران است. همچنین در این روز هفت رشته رنگین را به هم تابیده نخ هفت رنگی (نماد هفت رنگ یا نوع درد و رنج) به نام تیرو (به یاد تیر آرش) درست كرده، دور مچ دست چپ خود گره می زدهاند. سپس در روز باد بر سر یك بلندی این تیرو را به باد میسپردهاند تا همچون تیر آرش سختی و رنج را از ایشان دور كند.
امرداد (بیمرگی و جاودانگی) :

امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در اوستا «امرتات»، در پهلوی «امرداد» و در فارسی «امرداد» گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:
اول «ا» ادات نفی به معنی نه، دوم «مرتا» به معنی مردنی، نیست و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه «مرداد» به غلط استعمال می شود؛ و گویش اشتباه «مرداد» به معنی مرگ و نابودی به دو دلیل ناپسند است. نخست آنكه امرداد از نامها و جلوههای خداوند و اشتباه در گفتن آنها بسیار ناپسندیده است. دو دیگر آنكه مرگ و نابودی نام زیبایی نیست و با فرهنگ پیشبرنده ایرانی همخوانی ندارد.
در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از :
نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.
در فرهنگ ایرانیان گیاه و سبزی، نماد بیمرگی بوده است. زیرا گیاهان عمری بسیار دراز دارند و هرسال دوباره تازه و شاداب جوانه میزنند. از سوی دیگر گیاه با تامین هوای پاك و خوراك به دیگر زندگان، زندگی میبخشد. در این هنگام از سال گیاهان در بهترین وضعیت رشد سبزینهای خود هستند.
شهریور (شهریاری نیك و برگزیدنی، سلطه و قدرت نیك) :

شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در اوستا «خشتروئیریه»، در پهلوی «شتریور» و در فارسی «شهریور» می دانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء: «خشتر» که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از «ور» به معنی برتری دادن «وئیریه» یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده. این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است.
خداوند تنها شهریار دو جهان است. اگر انسان آن گونه كه شایسته است پرورش یابد، بر همه چیز شهریار بوده، نمیگذارد چیزی بر او سلطه داشته باشد. در گاتها نیز رابطهی انسان با خدا رابطهی دلداده و دلدار یا استاد و شاگرد است.
شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوست، او را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.
مهر (پیوستن با مهربانی) :

نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.
زمین در این هنگام از نقطه اعتدال پاییزه میگذرد بنابراین درازای روز با شب برابر میشود. گرمای خورشید نه چون تابستان بسیار است و نه چون زمستان اندك. حیوانات و حشرات نیز در این ماه جفتگیری میكنند. در اسطورههای ایرانی گرما و نور خورشید را ایزد مهر می دانستند.
در سانسکریت «میترا»، در اوستا و پارسی «میثر»، و در پهلوی «میتر»، و در فارسی «مهر» گفته می شود، که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن.
اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. «میثره» در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر، ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست. مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.
از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز از او پوشیده نمی ماند. برای آنکه از عهده نگهبانی برآید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالای کوه «هرا»است، آنجایی که نه روز است و نه شب ، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه کثافت. مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است. این آرامگاه، خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می شتابد.
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل به جز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آن دو را یکی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام «میترس» یاد کرده اند و ذکر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم «میترس» می ستایند. از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح، آن دو با یکدیگر خلط شده اند.
ایرانیان مهرپرور و عدالت خواه، جشن مهرگان را «نوروز خاصه» مینامیدهاند.
آبان (آبها) :

در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می شود.
در اوستا بارها «آپ» به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است.
نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند. ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آن که «زو» که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داده، تعقیب نموده و از ملک خویش بیرون کرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردید و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند.
آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می گیرد.
در این ماه از سال به طور معول باران میبارد. آبان، در گاه شماری باستانی این ماه آغاز زمستان بزرگ بوده است.
آذر (آتش) :

در اوستا «آتر» و «آثر»، در پارسی باستان و پهلوی «آتر» و در فارسی «آذر» می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است.
آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان، «آگنی» خوانده شده و در «ودا» (کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است.
آفتاب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار می گیرد؛ و سرما به اندازهای است كه باید آتش روشن كرد.
دی (دادار، دانای آفریننده) :

در اوستا «داثوش» یا «دادها» به معنی آفریننده ، دادار و آفریدگار است و غالباً صفت اهورامزدا است و آن از مصدر «دا» به معنی دادن و آفریدن است.
در خود اوستا صفت دثوش(=دی) برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار، دثوش)موسوم است. برای این که سه روز موسوم به «دی» با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می پیوندند. مثلا روز هشتم را «دی به آذر» و روز پانزدهم را «دی به مهر» و ...
دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.
در این هنگام از سال كه با انقلاب زمستانه همراه است، كوتاه ترین روزها و بیشترین سرما زندگی مردم و جانوران را آن چنان با خطر روبرو میسازد كه تنها خداوند می تواند آن ها را در امان نگه دارد. از سوی دیگر همه ی كارهای كشاورزی و بیشتر كارهای دامداری تعطیل است و بهترین راه برای گذراندن این شبهای بلند و سرد، نیایش به درگاه خداوند است. در این ماه چهار جشن دیگان در روزهای «اورمزد»، «دی به آذر»، «دی به مهر» و «دی به دین» برگزار میشود. نخستین روز این ماه یعنی اورمزد و دی ماه (25 آذر ماه در گاه شمار امروزی) برابر با شب یلدا است. این باور وجود داشته است كه پس از مهرگان، مهر (گرما و نور خورشید) رو به نابودی می رود تا آن كه در اورمزد و دی ماه دوباره متولد میشود. واژه آرامی «یلدا» این نكته را نشان می دهد. در فرهنگ اروپایی پس از جایگزین شدن مسحیت به جای مهرپرستی، این آیین تولد، به نام تولد مسیح برگزار می شده است.
بهمن (منش نیك) :

در اوستا «وهومنه» ، در پهلوی «وهومن»، در فارسی «وهمن» یا «بهمن» گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: «وهو» به معنی خوب و نیک و «مند» از ریشه من به معنی منش است؛ پس یعنی بهمنش، نیک اندیش و نیک نهاد.
نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند.
یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار، نیکی را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می دارد. خروس که از مرغکان مقدس به شمار می رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می خواند، ویژه بهمن است.همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است.
بنا به نوشته ابوریحان بیرونی، جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است.
بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می شود؛ در طب نیز این گیاه معروف است.
در هات 28 بند 1 از گاتها در نماز آرزو میشود كه برای خرسندی جهان همه كارهایمان با «اشا» و خردمان با «منش نیك» همگام باشد.
با نگاهی به طبیعت ایران می بینیم كه زایش بسیاری از جانوران سودمند اهلی و وحشی پس از جشن سده (جشن سوختن آتش) روی میدهد. جشن سده كه به نظر می رسد جشن آغاز سال نو كشاورزی بوده باشد در روز مهر ایزد این ماه برگزار میشود. درگذشته نخستین كار برای آغاز كشاورزی كندن بوتههای بیابانی و سوزاندن آنها بود. امروزه نیز بسیاری از كارهای كشاورزی و باغبانی پس از سده آغاز می شود.
اسفند (آرامش افزاینده، پارسایی مقدس) :

دراوستا «اسپنتا آرمیتی»، در پهلوی «اسپندر»، در فارسی «سپندار مذ»، «سفندارمذ»، «اسفندارمذ» و گاه به تخفیف «سپندار» و «اسفند» گفته شده است. «اسفند» یا «سپنتا آرمیتی»، آرامشی است كه از عشق و ایمان سرچشمه می گیرد.
در ادبیات اوستایی این جلوه اهورایی به صورت مادینه (مونث) به كار برده شده است. بنابراین در اسطورههای ایرانی این امشاسپند نگهبان زن و زمین به شمار می رفته است. در بندهشن آمده كه زن نیك چون زمین نیك سختیها را می گوارد و بر شیرین می دهد. از این روی جشن اسپندگان (29 بهمن ماه امروزی) ویژه ی زنان بوده است. در این روز مردها با دادن هدیه به زنان از ایشان قدردانی میكردهاند.
ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «مردگیران» یاد كرده میآورد كه دختران شوی (شوهر) مورد علاقه خود را در این روز برمیگزیدهاند.
سپندارمذ، موظف است که همواره زمین را خرم ، آباد، پاک و بارور نگه دارد، هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند، خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است. آسایش در روی زمین، سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است.
بیدمشک گل مخصوص «سپندارمذ» می باشد.
اینك كه معنی نامهای ماه را دانستیم باری دیگر به چرخه سال باز میگردیم ولی اینبار با دیدی دیگر سال را از زمستان آغاز میكنیم. شاید بتوان زمستان را همانند آغاز آفرینش دانست. زمانی كه تنها خداوند بود و خواست كه روزگار جهان با فروغ آسایش و آرامش روشن باشد. پس نخست روشنایی را آفرید. آنگاه با خرد خود آیین راستی (هنجار هستی- اشا) را آفرید و بهترین منش (بهمن) را استوار كرد (هات 31 بند 7 گاتها). از آنجا كه در بیشتر موارد «بهمن» به صورت نرینه (مذكر) بكار برده شده شاید بتوان آنرا همانند پدر دانست. پدری كه از دانش و خرد، منشی نیك دارد. شاید بتوان «اسفند» را نیز همانند مادر دانست، زیرا از دیدگاه دستور زبان این جلوه خداوندی همواره به صورت مادینه (مونث) بكار برده شده است. مادری كه از دانش، دلدادگی و ایمان به خدا آرامشی افزاینده (اطمینان قلب) دارد.

فهرست منابع:
1. آذرگشسب، فیروز- موبد (مترجم و مفسر)، 1351، گاتها - سرودهای زرتشت، انتشارات فروهر، چاپ نخست، 525ص.
2. پورداود، ابراهیم، به كوشش بهرام فرهوشی، 1356، یادداشتهای گاثاها، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 527ص.
3. جعفری، علی اكبر، 1361، پیام زرتشت، انتشارات فروهر، چاپ سوم، 188ص.
4. جعفری، علی اكبر، ستوت یسن، 1359، انتشارات فروهر، چاپ نخست، 414ص.
5. دوستخواه، جلال (از گزارش استاد پورداود)، 1361، اوستا - نامه مینوی آیین زرتشت، انتشارات مروارید، چاپ سوم، 189ص.
6. رضی، هاشم، 1360، زرتشت و تعالیم او، انتشارات فروهر، چاپ هشتم، 171ص.
7. رضی، هاشم، 1363، اوستا، انتشارات فروهر، چاپ نخست، 469ص.
8. رضی، هاشم، 1380، زرتشت - پیامبر ایران باستان، انتشارات بهجت، چاپ دوم، 279ص.
9. شاهرخ، كیخسرو، به كوشش و ویراستاری فرزان كیانی، 1380، زرتشت پیامبری كه از نو باید شناخت «فروغ مزدیسنی»، انتشارات جامی،چاپ نخست، 278ص.
10. فرهوشی، بهرام، 1355، جهان فروری، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نخست، 139ص.
11. مهر، فرهنگ، 1374، دیدی نو از دینی كهن «فلسفه زرتشت»، انتشارات جامی، چاپ نخست، 258ص
12. بانو رویا.غ ، پژوهش و گرد آوری، سایت http://www.ariarman.com .


سلام پرسی عزیز. مطلب توپی بود. خیلی عالی. خوشحال میشم با هم همکاری بیشتری داشته باشیم . انشاالله
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
پرسی: دوست خوبم، ابهام عزیز سلام ...
ممنونم از لطفی که همیشه به من و همه ی دوستان هشلهف داری ...
موفق باشی ...
نويسنده: ابهام | فوریه 2008
1-هر روز كه نام آن با نام ماه یكی میشده، آن روز را جشن میگرفتهاند
2-تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
3-در جشن تیرگان (دهم تیر ماه) كه برابر با انقلاب تابستانه است،
مشکل کجاست؟
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
پرسی: سلام به شما دوست گرامی ...
من مطمثن هستم که اطلاعات شما بسیار زیاد است و این متن را هم با دقت فراوان خوانده اید. من هم به شیوه ی خودتان چند نکته را بیان می نمایم که امیدوارم پاسخگوی شما باشد:
1- تقویم کنونی ما که در آن سال 365 روز دارد ( و هر 4 سال 366 روز)، تقویم جلالی نام دارد.
2- همانطور که در متن گفته شد، در گاه شمارِ ایرانی، سال دوازده ماه سی روزه دارد كه هر روز را به نامی میخواندهاند. یعنی میشود 360 روز!
3- در 3 ماه اول سال ایرانی نسبت به تقویم جلالی 3 روز اختلاف پیدا می کنیم ... در نتیجه روز چهاردهم تیرماه گاه شمار ایرانی (تیرگان)، برابر می شود با 10 تیر تقویم جلالی یا همان تقویم خودمان!
ممنونم از لطف شما!!!
نويسنده: مهدی | فوریه 2008
باز هم سلام
امشب یادم افتاد که اینجا سؤالی پرسیدم . اومدم تا پاسخ شما رو بخونم
1- نمیدونم شما این اطمینان رو در مورد اطلاعات حقیر از کجا دارین
2- مطابق معمول و بنا به سنت همه چیز رو با دقت میخونم و لذت میبرم
3- پاسخ شما شیوا ، صحیح و کامل بود
4- من ممنونم از لطف شما
5- شاداب سر زنده و پر عشق باشین
6- موفق و پر توان با روحی بزرگ باشید
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
پرسی: با سلام ...
از آن جایی که ایمیل خود را در نظرتان ذکر نکرده بودید نمی دانستم سوال از جانب شماست ... خوشحالم که به جواب رسیدیم.
موفق باشید ...
نويسنده: مهدی | فوریه 2008
عالی بود!!!!!!!
نويسنده: جمال جوانمردی | ژوئن 2008
سایت بسیار ساده و روانی می باشد که برای عموم بسیار مفید و قابل فهم می باشد از شما که اینقدر تلاش برای جمع آوری اطلاعات این سایت میکنید ممنونم و براتون آرزوی موفقیت دارم
نويسنده: شیما | ژوئن 2008
با سلام
ببخشید میخواستم معنای کلمه سپنتا رو بدونم
اگه ممکنه برام ایمیل کنین
ممنون
نويسنده: مهدی اکبری | ژوئیه 2008