گوشی نوکیا N91 داری؟!
اگه نوکیا N91 داری بیا ببین برات چی دارم ... :)
اگه نوکیا N91 داری بیا ببین برات چی دارم ... :)
سلام دوستان عزیز.
من قراره اگه بشه عضو جدید سایت هشلهف بشم، پس بنابراین گفتم چیکار کنم بترکونم؟! آها بذارین با یه لیست گلچین 140 تایی از اصطلاحات چت رو بذارم فعلاً تا بعد ببینیم چی میشه :)
مي دونيد كه اكثر ويندوز هايي كه ما از اونها استفاده مي كنيم، بصورت غير قانوني است يعني ما اونها رو نخريديم و از نظر مايكروسافت Valid به حساب نميآيند. اگر می خواهید ویندوزتون اورجینال به حساب بیاد تا بتونید از کلی از امکانات ویندوزتون استفاده کنید مثلا بروزرساني ويندوز(Update) يا نصب برنامه هايي مانند ويندوز مديا پلير 11و نصب اينترنت اكسپلورر 7 يا اسكين فارسي ويندوز كه آدمو وسوسه مي كنند و یا باقی چیز های اینجوری باید يك ويندوز اوريجينال داشته باشيد ( Active ) و بعد دیگه مشکلی نخواهید داشت.
ناهيد نوري
زن و مرد تنها از زندگي هاي فيزيكي با يكديگر متفاوت نيستند بلكه دامنه اين تفاوت ها به مواردي مي رسد كه موجب بروز اختلافات زناشويي شده و زندگي را در مرز بحران قرار مي دهد.
معمولاً هيچكس به ما چگونه دست دادن را ياد نمي دهد.
اما اگر دقت كرده باشيد خانم ها و آقايان به اشكال متفاوتي دست مي دهند. حتي اين تفاوت ها در شغل ها و شخصيت هاي مختلف و وضعيت هاي روحي متفاوت قابل مشاهده است.
ادامه مطلب « آيا نحوه دست دادن شما شخصيت تان را آشكار مي كند ؟ »
كاترين پاندر، سرشناس ترين نويسنده ي موفق امريكايي است. او بيش از دوازده كتاب نوشته كه شامل كتابهاي پرفروشي مثل: «قوانين پوياي موفقيت» و «ميليونرهاي انجيل» مي باشد. او كاردار (كشيش) يك اتحاديه مستقل مي باشد كه به عنوان «پيشگام انديشه ي مثبت» شناخته شده است. از نظر بعضي ها دكتر پاندر در ميان كشيش هاي زن به عنوان نورمن وين سنت پيل، توصيف شده است. او از سال 1956 در اتحاديه كليسا ها خدمت مي كرده و سرپرستي يك كليساي جهاني در پام ديزرت كاليفرنيا را بر عهده دارد.
كتابهاي موفقيت او كامل ترين و موثرترين كتابها در زمينه موفقيت بوده و در بيشتر كشور هاي جهان از جمله ايران طرفداران زيادي يافته است.
من از مردم همین شهرم,همه آدمای این شهرم دوست دارم چون تقریباً هیچ کدومشون رو نمیشناسم.
از آدمای بزرگ مجسمه ساختیم ودورشون نرده کشیدیم
باورتون ميشه داشتن همون شي روي مُچ دستتون كه عقربه هاش مُدام دنبال هم هستن و شما به بودنش عادت داريد، سالهاي خيلي دور اتفاق مهمي بوده و كسي كه مي دونسته ساعت چنده، صاحب شغلي به نام " كوزه دار" بوده ؟!
پشت چراغ قرمز بودم و ترَک چشم های بارونیه علی اصحابی رو گوش میدادم، به پیاده رو نگاه کردم؛ دیدم آدما میان و میرن همه دارن حرکت می کنن و من پشت رول بی حرکتم، نمی دونم چرا داشتم همچین فکری رو می کردم شاید بخاطر این بود که هیچ فکر خاصی اون لحظه توی ذهنم نبود. یه نگاهی به اون طرف انداختم ببینم که پیاده رو اون ور چی؟ دیدم پسری از خیابون رد شد، از بلوار بین دو لاین اومد این طرف و از بین ماشین ها اومد و از جلوی ماشینم گذشت و رفت توی پیاده رو. فکرش رو نمی کردم که اون باشه! فرق کرده بود اما از روی ظاهر سادش راه رفتنش و بولیزش که چند ساله پیش هم تنش دیده بودم مطمئن شدم که نه خودشه.
انسانیت را به زنجیر کشیدند
و سکوت را بر لبانش مُهر کردند
و گفتند ... تو اسیری!
" از صبح درماني تا صبحانه درماني "
حقيقت اينه كه اين توصيه هاي ساده و حتي شايد تو نگاه اول خنده دار، پلي باشن به سوي تناسب اندام.
شما مي گيد نه؟ بخونيد وامتحان كنيد!
از اینكه باید با تمام ناخوشی ها و ناخوشبختی ها از خوشی ها و خوشبختی ها سخن گفت خسته ام. نمی دانم كجاست آن آرامشی كه همیشه به دنبالش می گردم؟ و كجاست آن سرشاری روحی كه باید به دست آورد؟ كجاست لبخند هایی كه همواره از آنها سخن میگویی؟ و كجاست آن سخاوت وجودی كه باید داشت تا بر پاكی ها نثارش كرد؟ نمی دانم باید چطور ازبی رحمی ها سخنی نگفت و چطور باید از آنها چشم پوشید؟
پروردگار اراده كرد و انسان آفریده شد. انسان دل به هوس سپرد و از بهشت رانده شد. انسان هوس كرد و انسان دیگری آفریده شد. انسان دیگر هوس كرد و انسانهای دیگری آفریده شد. كاش او می دانست با هوس چه گناهی كرده است و گناهش به ناخواست گریبان بی گناهان بسیاری را خواهد گرفت و كاش می دانست فرزندان وجودش هیچ گناهی به جز زاده شدن ندارند و به جرم همین زاده شدن كیفر می شوند، شكنجه می گردند و آزار می بینند.
چشمانم را گشودم. سوزش سردی در ژرفای وجودم احساس می كردم. با تمام وجود نگاه كردم، شعله ی كوچكی كه خویش با دستانم زاده بودم سراسر گندمزار وجودم را در بر گرفته بود. یك به یك دانه های طلایی گندمی را كه با یك دنیا عشق در زمین خشك وجودم به بار نشانده بودم می سوزاند.
- « یووه »ی بزرگ، با کوله باری از اعتبار و افتخار، فصل جدید فوتبال را در سریِ B ، تجربه خواهد کرد و در این تجربه تلخ سمبل یوونتوس « آلکس دلپیرو »، و « پاول ندود » یکی از بهترین های چند سال اخیر، قطعآ « یووه » را همراهی می کنند؛ به این لیست اضافه کنید حضور احتمالی « جی جی بوفون » بهترین دروازه بان جام جهانی، « زالاتان ابرهیموویچ »، « دیوید ترزگه » و دیگران.
خیلی ها معتقدند شرایط مالی ، در اوج نبودن بازیکنان و دلایلی از این قبیل، توجیه حضور این ستاره هاست؛ اما این هم یکی از هزاران توجیه ما، برای نمایشِ اخلاق در کشورمان است.
فقط چند مورد مقایسه بین فوتبال ما و ......!
عليرضا بي پروا: بررسي منابع مختلف پروتئين و ميزان نياز بدن!
شبي از پشت يک تنهايي نمناک و باراني
تو را با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا کردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت
دعا کردم
بسیاری از مردم اغلب در زمانی که کلافه میگردند و تصور میکنند که در بن بست گیر کرده اند آرزوی مرگ میکنند. ایشان بخاطر احساس بدی که در خود دارند تصور میکنند که مرگ میتواند برطرف کننده احساسات آنها باشد. اما حقیقیت این است که مرگ نمیتواند تبدیل کننده احساسات ما باشد چون آنها در درون ما هستند و نه در شرایط خارجی زندگی ما...
وقتي عشق نوشتن دارم نگاه نمي كنم و حتي فكر هم نمي كنم براي كه و براي چه مي خواهم بنويسم . اين برايم مهم است كه تمام احساسات و تمام وجودم درگير است تا بنويسم .
من يه شكلات گذاشتم توی دستش... اون يه شكلات گذاشت توی دستم... من بچه بودم... اون هم بچه بود... سرم رو بالا كردم... سرش رو بالا كرد... ديد كه منو ميشناسه... خنديدم... گفت "دوستيم؟" ... گفتم "دوست دوست" !!! ...
آقایون خانوما کی گفته شکلات بده؟ (دقت کنید اول آقایون بد خانوما)
ادامه مطلب « تاثیر خوردن کاکائو و شکلات کاکائویی در فشار خون »
امروز بیست و نهمین سالگرد کوچ مردی است از تبار باران ،معلمی که اندیشه و سخن اش در گذر از کوچه های تنگ و تاریک زمان هیچگاه رنگ کهنگی نگرفت، روحش شاد و یادش سبز.
"وجودم تنها یک حرف است و زیستنم تنها گفتن همان یک حرف ، اما بر سه گونه :سخن گفتن و معلمی کردن و نوشتن .آنچه تنها مردم میپسندند:سخن گفتن ،و آنچه هم من و هم مردم:معلمی کردن،و آنچه خودم را راضی می کند و احساس میکنم که با آن نه کار،که زندگی میکنم :نوشتن!"
آخه خواهر من عزیز من چرا اینهمه چیز میز میمالی سر و صورتت ???
ضرب المثل انگلیسی: قناعت گنجی است بی پایان.
ضرب المثل عربی: طمع هاگردن مردان بزرگ را از بدن جدا میکند.
70درصد ازجمعیت جهان امکان دستیابی به تلفن را ندارند!
اعصابی که در بدن شما وجوددارد به اندازه فاصله زمین تا ماه است!
اگر قطر زمین را 1 میلی متر فرض کنیم قطر خورشید 11 سانتی متر و قطر بزرگترین ستاره 100 متر است!
تا حالا شده به مسائل ساده اطراف دقیق تر بشین مثلا همین عدد 7 .
عقاب کوچک زندگی من، شهبال های زرّینت را به روی آرزوهای حقیقی من بگشا.
بگذار انعکاس نور طلایی خورشید بر پرهای زیبای تو، سرآغاز طلوعی دیگر برای من باشد. بگذار خنکای نسیم به هم خوردن بالهای تو، صورتم را نوازش کند و شوقی کودکانه، بر سراسر وجودم بریزد. بگذار برق چشمانت، مرا خیره ی غرور و عظمتت گرداند و قدرت پنجه هایت، ماهیهای هراسان و ترسان اما موزی و بد جنس رودهای سنگلاخی وجودم را، خوراک جوجه های معصومت گرداند!
چهره ي خورشيدِ عشق بر كوير خشك وجودم، صداي خشك شكسته شدن بلور احساسم را بر فضاي تاريك تنهايي، به روشني حضور غم انگيزِ اندوه، بر زندگيم طنين انداز مي گرداند. طلوع طلايه هاي خورشيد، آخرين ذرّات معطر جانم را به دورترين دنياي ترانه ها فرستاده است و كلبه ي كوچك احساسات قلبم بر كودكي هاي كودكانه اش تبسم هاي زيركانه مي زند . پيداي پنهان وجودم، كاش حضورِ گرم و عاشقانه ي تو نبود ...
بگذاريد و بگذريد****ببينيد و دل مبنديد****چشم بياندازيد و دل مبازيد****که دير يا زود بايد گذاشت و گذشت**** امام علي(ع)
خیلی وقت بود که کوروش دیگر حوصله ی کسی رو نداشت. بیچاره از وقتی که عشقش و تمام زندگیش رفته بود، کسل و بی حوصله به زندگی یکنواخت و سیاه و سفیدش ادامه می داد. در تمام این چند روز که از رفتن اون می گذشت، به مرورِ خاطرات شیرین گذشته پرداخته بود ... چه لحظات زیبا و شادی که با هم داشتند. از زمان آشنایی شان که هر دو نوجوان بودند. موقع وضع حمل او که در تمام مدت کوروش به ناله های اون گوش داده بود و در اتاق قدم می زد. از زمانی که صبح در آغوش کوروش از خواب بیدار می شد و وقتی که اون رو نوازش می کرد، برای کوروش ناز می کرد و خودش رو لوس می کرد.
امّا حالا چند روز بود که اون رفته و هیچ خبری هم ازش نبود و کوروش ناامید به دنبال اثری از اون می گشت. حالا کوروش از پنجره ای به بیرون و ایوان خانه ی روبرو زل زده بود؛ یادش آمد که روزهای زیادی او را در آغوش گرفته بود و به گلدانها و قفس قناری های همسایه ی روبرو نگاه می کردند؛ و او چقدر عاشق آن قناری ها بود.
یکدفعه انگار معجزه ای شد ... خودش بود، عشقِ او، مونس لحظات تنهاییش! امّا خانه ی همسایه چکار می کرد؟ دنیا جلوی چشمهای کوروش تیره و تار شد. پسر همسایه آمد و او حتی بدون لحظه ای درنگ، خود را به آغوش او انداخت. باورش نمیشد، این همان موجود دوست داشتنی و خوبی بود، که به سادگی خود را به دستان یک غریبه می سپرد!!!
نگاهی سرد به کوروش که هاج و واج مانده بود، انداخت و به سمت همان قفس قناری های لعنتی رفت و ... نه، خدایا ... او از لبه ی نرده های ایوان، پایین افتاد!
کوروش ترسیده بود. مأیوس و مستأصل به سمت درِ خانه دوید و در راه مدام خدا خدا می کرد که، دوباره او را ببیند و برای آخرین بار او را در آغوش بگیرد و نوازشش کند. هنوز از درِ کوچه خارج نشده بود که بارقه ای از امید در دلش روشن شد ...
همیشه نویی و نو بودن یه حس خوب به آدمها میده ،مثل حس نوشتن تو یه دفتر نو ، انگار آدم رویش نمیشه سفیدی بکر دفترچه رو خراب کنه .
هر وقت یه دفتر نو رو باز میکردم چند صفحه اول خیلی خوب بود خوش خط،تمیز ، بدون خط خوردگی اگر هم چیزی رو غلط مینوشتم نمیگذاشتم اون غلط دفترم رو زشت کنه لا ک غلط گیر و... اما وسط های دفتر انگار یادم میرفت چقدر اوایل دفترم رو دوست داشتم بی حوصله مینوشتم با کلی خط خوردگی .
درست مثل زندگی !
وقتی نوروز میاد یه حس خیلی قشنگ با خودش میاره ، همه چیز و همه جا تمیزه ؛ کسی حتی اگر کدورتی از عزیزی به دل داره تو عید فراموشش میکنه اگه قراره بعضی دیدار ها فقط سالی یکبار تازه بشه بهترین زمان نوروزه ؛ تو عید شهر زیبا میشه آدم ها صبورترند و.... همه چیز خوبه اما چند روز بعد دوباره روز از نو روزی از نو ، کم حوصله میشیم و یادمون میره چند روز اول سال چقدر غلط هایمون کم بود یادمون میره کنار سفره هفت سین چقدر آرزوهای قشنگ تو دلمون بود .
تعطیلات نوروز تموم شد خدایا کمکم کن ،نه! کمکمون کن، که تو دفترچه سرنوشت امسالمون کمتر غلط و خط خوردگی داشته باشیم تا آخر سال از ورق زدنش پیش تو و دلمون شرمنده نشیم . کمکمون کن ....
چند وقتي شديداً عاشق مد شدم. چقدر قشنگه كه لباس هامون داره پرميشه از رنگ، چقدرخوبه كه
طرحهاي اصيل ايراني با ترمه و روسري تركمن و هزارتا چيز قشنگ ديگه داره از تو كتابها و موزه ها برميگرده به متن زندگيمون قبلاً براي ديدن طرحهاي ترمه و پارچه هاي زري دوزي شده بايد يا ميرفتيم سراغ كمد مادربزرگ يا موزه و مغازه هاي صنايع دستي يا فيلم هاي قديمي، چقدرقشنگه كه اصيل بودن مد بشه.