<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>Hashalhaf</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/atom.xml" />
   <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1" title="Hashalhaf" />
    <updated>2008-08-28T20:54:46Z</updated>
    <subtitle>return Home</subtitle>
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>بازگشت ... بعد از تاخیری طولانی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/06/post_389.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=942" title="بازگشت ... بعد از تاخیری طولانی" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.942</id>
    
    <published>2008-06-02T12:02:40Z</published>
    <updated>2008-08-28T20:54:46Z</updated>
    
    <summary>2008-06-02 15:32:40</summary>
    <author>
        <name>persianboy</name>
        <uri>http://www.hashalhaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Persi" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>دوستان عزیز هشلهف ... سلام.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/files/calendar.png"></p>

<p>با تشکر از صبر شما و اینکه هنوز با سایت خودتان ارتباط دارید، به اطلاعتان می رساند که سایت هشلهف به زودی با همکاری سایر دوستان به فعالیت خود ادامه خواهد داد و پس از سکوتی تقریباً دو ماهه که به علت مساثل فنی پیش آمده بود به حرکت خود ادامه می دهد ... امیدوارم که مانند همیشه همراهان و دوستان خوب هشلهف با ما باشند.<br />
در اینجا لازم می دانم از تمامی دوستان کیمیا هاست، به خصوص آقایان عرب و منصوری که در حل مشکلات کمکهای فراوانی نمودند، کمال تشکر را داشته باشم.<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>غذاهاي مفيد و مضر براي پوست را شناسايي كنيد...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/04/post_388.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=941" title="غذاهاي مفيد و مضر براي پوست را شناسايي كنيد..." />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.941</id>
    
    <published>2008-04-09T02:36:06Z</published>
    <updated>2008-04-08T20:41:29Z</updated>
    
    <summary>2008-04-09 06:06:06
غذا, foods , پوست</summary>
    <author>
        <name>baran</name>
        <uri>www.hashalhaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Baran" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/baran12/ax/best-face.jpg"></p>

<p>با توجه به تركيبات سمي، ناخالصي‌ها، آلودگي‌ها، افزودني‌هاي غذايي، رنگ‌ها و طعم ‌دهنده‌هاي مصنوعي در كنار تمام جزئيات زندگي امروز، تعجبي ندارد كه پوست براي نفس‌كشيدن و احساس تازگي، نياز به كمك شما داشته باشد.</p>

<p>يك آشپزخانه پر از مواد سالم و مورد نياز پوست، گنجاندن اين غذاها در برنامه غذايي روزانه و رعايت رژيم غذايي پوست شامل محصولات غذايي كاملاً طبيعي، همه آن چيزي است كه شما به آن نياز داريد. غذاهاي مفيد و مضر براي پوست را شناسايي كنيد.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/baran12/ax/NO-FOOD.gif"></p>

<p>شكر، آرد سفيد، غذاهاي سرخ‌كردني مثل سيب‌زميني سرخ‌كرده و پياز حلقه‌اي، غذاهاي حاضري مثل همبرگر، مرغ سوخاري، چربي‌هاي اشباع‌ شده و چيپس سيب‌زميني از جمله مواد خوراكي‌اي هستند كه خوردن آنها را بايد فراموش كنيد.</p>

<p>اين مواد مي‌ توانند با گيرانداختن باكتري و چربي زير پوست، باعث ايجاد بيماري‌هاي پوستي نظير آكنه و جوش‌هاي سر‌ سياه شوند.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/baran12/ax/food-1.jpg"></p>

<p>غذاهايي كه بايد وارد رژيم غذايي شما شوند، عبارتند از:</p>

<p>ماهي: هر نوع ماهي، به جز ماهي سرخ كرده! ماهي سرشار از امگا 3 بوده و در عملكرد صحيح قلب نيز دخيل است.</p>

<p>زغال‌اخته:  زغال اخته به خاطر مواد آنتي‌اكسيداني كه دارد، يكي از كامل‌ترين غذاها محسوب مي ‌شود.</p>

<p>كرفس: با توجه به اينكه ويتامين A براي داشتن پوست زيبا لازم است، كرفس يكي از بهترين اين منابع است. اين ماده سرشار از ويتامين A و C، مواد آنتي‌اكسيدان، فيبر و پتاسيم است.</p>

<p>روغن بذر كتان: اين روغن قوي براي موارد زيادي مفيد است. اين ماده سرشار از امگا 3 بوده و كمك خوبي براي دستگاه گوارش است.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/baran12/ax/food-3.jpg"></p>

<p>غذاهاي سرشار از ويتامين E: دانه‌هاي خردل، تخمه آفتابگردان خام، بروكلي، اسفناج، مغز بادام، روغن زيتون، گوجه‌فرنگي و كيوي.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/baran12/ax/food-2.jpg"></p>

<p>غذاهاي سرشار از ويتامين A: گوشت گوساله، جگر سياه، كدو حلوايي، انبه، اسفناج، كلم پيچ، بروكلي و البته كرفس! البته به خاطر داشته باشيد كه ميزان ويتامين A مصرفي شما در روز، نبايد بيش از 700 ميكروگرم باشد، چرا كه اين ويتامين، قابل حل در چربي است و اضافي آن از بدن دفع نمي ‌شود. اين مقدار ويتامين A، براي يك فرد بزرگسال بوده و براي افراد در سنين و شرايط مختلف، متفاوت است.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/baran12/ax/food-4.jpg"></p>

<p>چاي سبز: اين معجزه طبيعت، بهترين دوا براي مراقبت‌هاي پيشگيرانه بوده و براي حفاظت از پوست ضروري است.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/baran12/ax/food-5.jpg"></p>

<p>آب: آب يكي از بهترين‌ها براي حفظ زيبايي است و براي حفظ سلامت و درخشش پوست، ضروري است. روزانه 8 ليوان آب بنوشيد تا بهترين نتيجه را بگيريد.<br />
منبع:www.iran-uk.com</p>

<p><br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>یک میلیون رای برای حذف نام خلیج عرب از Google Earth</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/04/_google_earth.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=940" title="یک میلیون رای برای حذف نام خلیج عرب از Google Earth" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.940</id>
    
    <published>2008-04-06T04:29:55Z</published>
    <updated>2008-04-06T03:40:34Z</updated>
    
    <summary>2008-04-06 07:59:55</summary>
    <author>
        <name>babak</name>
        <uri>http:\\www.HashalHaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Babak" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>برای حذف نام خلیج عرب از Google Earth احتیاج به یک میلیون رای غیرتمدارانه جهت حضور ایران در نقشه آبی جهان احتیاج است.<br />
<strong>ایرانی<br />
          پارسی بمان</strong>.<br />
به لینک زیر رفته و رای به حذف نام خلیج عرب از Google Earth  دهید. البته این مسئله در خارج از ایران قابل مشاهده است و پس از تحریم ایران، عمده محصولات و خدمات google در ایران قابل استفاده نبوده مانند همین google earth.......<br />
<a href="http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html">http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>بابا ننه عقش بسوزه!!!! امان امان امان از .....</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/03/post_384.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=939" title="بابا ننه عقش بسوزه!!!! امان امان امان از ....." />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.939</id>
    
    <published>2008-03-29T09:46:58Z</published>
    <updated>2008-03-29T08:48:52Z</updated>
    
    <summary>حکایت عاشق ها و معشوق تو دنیا با راهکارهای اجرایی............</summary>
    <author>
        <name>babak</name>
        <uri>http:\\www.HashalHaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Babak" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>حکایت عاشق ها و معشوق تو دنیا با راهکارهای اجرایی.........</p>]]>
        <![CDATA[<p>توی ژاپن جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست! </p>

<p>توی اسپانيا مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن! </p>

<p>توی انگلستان دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه! </p>

<p>توی فرانسه خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه! </p>

<p>توی قفقاز جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه! </p>

<p>توی استراليا دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه! </p>

<p>توی نروژ معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه! </p>

<p>توی آفريقا قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن! </p>

<p>توی مکزیک کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه! </p>

<p>توي آمريکا حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه! </p>

<p>توي ايران فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...</p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p>برگرفته از سايت ساليجون گروپ</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>آیا واقعا خانم ها اینجوری هستند؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/03/post_382.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=938" title="آیا واقعا خانم ها اینجوری هستند؟" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.938</id>
    
    <published>2008-03-29T09:36:19Z</published>
    <updated>2008-04-08T10:26:19Z</updated>
    
    <summary>2008-03-29 13:06:19</summary>
    <author>
        <name>babak</name>
        <uri>http:\\www.HashalHaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Babak" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>اگه مطالب زیر و بخونین به من و سهند حق می دین که از هر چی جنس ماده تو دنیا هست بترسیم. من و سهند دل که خوبه ......... جیگرش رو هم نداریم بخواهیم ...... آره کار دست خودمون بدیم، چه دائم، چه موقت، چه زودگذر. حالا بخونینش تا به من و سهند مشاوره بدین تو این دنیای خاکی چه خاکی تو سرمون بریزیم.</p>]]>
        <![CDATA[<p>خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند.</p>

<p>خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند</p>

<p>خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد</p>

<p>خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت</p>

<p>خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون</p>

<p>خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند</p>

<p>خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند</p>

<p>خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند</p>

<p>خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود</p>

<p>خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند</p>

<p>اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟</p>

<p>اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري </p>

<p>اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته</p>

<p>اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه</p>

<p>اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري</p>

<p>اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه</p>

<p>اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي</p>

<p>اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس</p>

<p>اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه</p>

<p>اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي!</p>

<p>شما بگين ما چيکار کنيم؟..</p>

<p></p>

<p>برگرفته از سایت یکتاسیستم</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>سوتی گزارشگران ورزشی وطنی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/03/post_375.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=937" title="سوتی گزارشگران ورزشی وطنی" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.937</id>
    
    <published>2008-03-29T09:26:50Z</published>
    <updated>2008-03-29T08:35:35Z</updated>
    
    <summary>2008-03-29 12:56:50</summary>
    <author>
        <name>babak</name>
        <uri>http:\\www.HashalHaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Babak" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>در ابتدا،سال نو را به همه پارسیان تبریک می گم و آرزوی شادکامی و شادروزی برای <strong>همه مردمان دنیا </strong>دارم. آرزو دارم همیشه در خوشی و سلامت به سر ببرید.<br />
با عرض معذرت بخاطر وقفه در نگارش مطالب که بهانه من درگیر بودن با قضا و قدر است و امید دارم بتونم منظم تر، مثل گذشته مطلب برای ارائه داشته باشم.</p>

<p><br />
چند نمونه از سوتی گزارشگران ورزشی که از سایت یکی از دوستانم براتون آوردم، <strong>یه نگاه بهش بندازین</strong>. </p>]]>
        <![CDATA[<p>آخرين باري که نوانکو کانو پيراهن ارسنال را پوشيد کي بود؟!  آنچه مسلم است اينکه هواداران توپچي های آرسنال خاطره حضور مهاجم نيجريه اي در لندن را از ياد برده اند ...</p>

<p>پيمان يوسفي در بازي ارسنال و واتفورد 40 دقيقه آدبايور را کانو خطاب کرد و وقتي او را در جريان تماس هاي تلفني مردم قرار دادند گفت : واقعا عذر ميخوام اسم اين اقا ادبايور است کانو ديگر در ارسنال بازي نميکند !!!  </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>در جريان بازي سپاهان و ذوب اهن در جام حذفي از يکي از داوران قديمي کشور به نام عرب براقي تقدير شد . پس از سوت پايان بازي عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت : بينندگان عزيز در خدمت زنده ياد عرب براقي هستيم !!!  </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>دقايق پاياني بازي برزيل و هلند در مرحله نهايي جام جهاني 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفيع گفت: و اين هم سوت پايان بازي!!! </p>

<p>برزيلي ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به اميد اينکه داور خيلي زود خاتمه بازي را اعلام کند سکوت کرد !</p>

<p>يک دقيقه هم گذشت اما داور سوت نزد و شفيع هم بدون انکه خم به ابرو بياورد سکوت را شکست و گفت :حالا رونالدو صاحب توپ ميشه !!!  </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p> </p>

<p>در جام جهاني 1990 تيم ملي ايتاليا گلزني به نام سالواتوره اسکيلاچي رو کرد . در جريان برگزاري مسابقات هرکدام از گزارشگران به شيوه متفاوتي نام او را تلفظ ميکردند. در يکي از بازيهاي وقتي او دروازه حريف را باز کرد بهرام شفيع گفت : حالا اسکيلاچي،اسکلاچي،اشيلاچي،شيلاچي يا هر اسم ديگه اي داره که من نميدونم! به هر حال گل خودش را زد ...  </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p> </p>

<p>در يکي از بازيهاي تيم مراکش در جام جهاني 98 نام بازيکن اين تيم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روي صفحه تلويزيون درج شد. بهرام شفيع با هيجان فرياد زد : بله،نفهميديم چي شد اما در هر صورت داور بازيکن مراکش را اخراج کرد و حالا اين تيم بايد ده نفره به بازي ادامه بده!!!  </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>در روزهايي که دانمارک تا مراحل پاياني جام ملت هاي 1992 پيش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازيکنان نه چندان مطرح اين تيم را از هم ميپرسيدند ، بهرام شفيع يکي ديگر از شاهکارهايش را رو کرد :</p>

<p>مربي دانمارک دست به تعويض زد و کارگردان تلويزيوني نام بازيکن تازه وارد و بازيکن تعويضي را به همراه عبارت  DENMARK روي انتن فرستاد ...</p>

<p>شفيع اسم بازيکني که به سمت نيمکت ذخيره ها حرکت ميکرد را درست تلفظ کرد اما: و به جاي او دن مارک وارد زمين ميشه!!! </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>در جريان يکي از بازيهاي پرسپوليس در فصول گذشته که پس از افطار برگزار ميشد مجيد خدايي کشتي گير ملي پوش ايراني در ميان تماشاگران حاضر شده بود وقتي تلويزيون چهره او را به تصوير کشيد عادل فردوسي پور گفت : اين هم مجيد خدايي کشتي گير تيم ملي فوتبال ايران !!! </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p> </p>

<p>عباس بهروان در حين گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان : همان طوري که مشاهده ميکنيد شرايط جوي اصلا مناسب نيست. وزش باران و بارش باد امکان برگزاري يک بازي زيبا را از بين برده!!! </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>بازي نيمه نهايي جام جهاني 94بين برزيل و سوئد برگزار ميشد و باز هم عباس بهروان پشت ميز گزارش نشسته بود.</p>

<p>دقيقه 9 ضربه مازينهو به تور کناري دروازه اصابت کرد و به اوت رفت : توي دروازه ...توي دروازه..اين گل ميتونه نويد يک بازي پر گل و زيبا رو باشه برزيل 1 سوئد 0 !!! </p>

<p>البته پانزده دقيقه بعد جهانگير کوثري که به عنوان کارشناس در استوديو حضور داشت گفت: البته مثل اينکه ان توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهي از بينندگان عزيز بازي کماکان 0_0 دنبال ميشه! </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>اسکندر کوتي در حال گزارش بازي غير زنده تيم ملي اتريش و يک تيم ديگر بود. بالاي صفحه تلويزيون در محل مربوط به درج نام تيم ها و نتيجه بازي نام لاتين اتريش Austria درج شده بود و جناب گزارشگر اين تيم را استراليا خطاب ميکرد!!! </p>

<p>کار به جايي رسيد که پس از پايان پخش اين بازي ضبط شده مجري شبکه سه با اشاره به تماس هاي پر تعداد مردمي ضمن عذر خواهي ،اشتباه گزارشگر را تصحيح کرد. </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>چلسي گل زد و جواد خياباني در لا به لاي فريادهايش گفت : بدون شک الان مردم شهر چلسي خيلي خوشحال هستند!!!  </p>

<p>او بعدها اين واقعيت را که در کل بريتانيا شهري تحت عنوان چلسي وجود ندارد پذيرفت. اما به عنوان اخرين دفاعيه اش مدعي شد : چلسي نام محله اي در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است!!! </p>

<p>مثل اين مي ماند که گزارشگر بعد از گل استقلال بگويد : الان اهالي ميدان استقلال سر از پا نمي شناسند!!! </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>کريم باقري بازيکن ارمينا بيله فلد پشت يک ضربه ايستگاهي از فاصله 30-40 متري ايستاد و مزدک ميرزايي که دو مانيتور را پيش روي خود داشت براي نواخته شدن ضربه لحظه شماري ميکرد ...</p>

<p>يکي از مانيتور ها مربوط به پخش مستقيم و بدون تاخير بود و ديگري با حدود 15-10 ثانيه تاخير تصاوير مربوط به شبکه سه را روي انتن مي فرستاد!</p>

<p>کريم در مانيتور شماره يک ضربه را زد و مزدک ميرزايي با هيجان بسيار زياد شوت او را استثنايي لقب داد ! </p>

<p>اما تماشاگر تلويزيوني هنوز باقري را در حالي که دست به کمر زده بود و ديوار دفاعي حريف را بر انداز ميکرد ميديد!!! </p>

<p>عکس العمل مزدک خيلي جالب بود: البته اين ضربه لحظاتي بعد زده شد!!! </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p> </p>

<p>قبل از اينکه محمد دادکان  رييس فدراسين فوتبال شود در يکي از برنامه هاي کارشناسي سيما شرکت کرد ...</p>

<p>عباس بهروان  گفت: شما خيلي ساکت نشستين اقاي کان داد !!! ببخشيد اقاي دادکان!!!  </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>اين يکي فوتبالي نيست اما خيلي قشنگه :</p>

<p>يدالله اعتصامي در جريان گزارش مستقيم يکي از جدال هاي داخلي در حالي که از نمايش پسر يکي از کشتي گيران قديمي به وجد امده بود تصميم گرفت احساسش را در قالب يک بيت شعر بيان کند :<br />
پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشايد که نامش نهند آدمي!!!  <br />
البته بسياري از کارشناسان ادبيات معتقدند قديم ها مصراع دوم اين بيت : </p>

<p>"تو بيگانه خوانش نخوانش پسر "  بوده !!! </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>بازي پرسپوليس و تراکتور سازي بود.تابلوي تعويض بالا رفت و غلام حسين دين محمدي قصد داشت براي تراکتور وارد زمين شود ...</p>

<p> اما ناگهان جواد خياباني تمام تماشاگران تلويزيوني را در جاي خود ميخکوب کرد : حالا غلامحسين دين محمدي برادر بزرگتر رسول خطيبي وارد زمين ميشه !!! </p>

<p>او بعد ها مدعي شد نسبت خانوادگي حسين و رسول خطيبي و سيروس و غلامحسين دين محمدي را قاطي کرده! </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>تمام دنيا مهاجم يوگسلاو تيم ايندهوون را ماتيو کژمان صدا ميزنند اما از انجايي که جنگ فوتبال اروپا قوانين خاص خودش را دارد و املاي لاتين او Kazmen بود اسکندر کوتي در عرض يک دقيقه هشت بار گفت : ماتيو کازمن! </p>

<p>آن روزها جواد کاظميان بازیکن پرسپولیس هنوز معروف نشده بود وگرنه لابد بعدا آقای اسکندر کوتي به سبک ماست مالی های جواد خیابانی مدعی میشد که اين دو بازيکن را با هم اشتباه گرفته!!! </p>

<p> </p>

<p>-----------------------------------------</p>

<p>و دفتر داستان هاي شيرين سوتي هاي گزارشگران را با خاطره اي ازگزارش غلامعلي پير ايراني در زمان برگزاري مسابقات دسته فوق سنگين وزنه برداري بازي هاي اسيايي دوحه مي بنديم:</p>

<p>حالا،حسين رضا زاده وزنه 205 کيلو متري را بالاي سر مي برد !!!</p>

<p></p>

<p>برگرفته از سايت ساليجون گروپ</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>عیدی من یادت نره!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/03/post_373.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=936" title="عیدی من یادت نره!" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.936</id>
    
    <published>2008-03-06T12:45:23Z</published>
    <updated>2008-03-06T12:08:15Z</updated>
    
    <summary>2008-03-06 16:15:23</summary>
    <author>
        <name>sahand</name>
        <uri>www.hashalhaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Sahand" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p align="center" dir="rtl">&#1607;&#1605;&#1740;&#1606; &#1575;&#1604;&#1575;&#1606; &#1570;&#1582;&#1585;&#1740;&#1606; &#1578;&#1585;&#1705; &#1601;&#1585;&#1586;&#1575;&#1606; &#1705;&#1607; &#1576;&#1585;&#1575;&#1740; &#1593;&#1740;&#1583; &#1575;&#1605;&#1587;&#1575;&#1604; 
(1387) &#1570;&#1605;&#1575;&#1583;&#1607; &#1588;&#1583;&#1607; &#1576;&#1607; &#1583;&#1587;&#1578;&#1605; 
&#1585;&#1587;&#1740;&#1583;؛ &#1602;&#1585;&#1575;&#1585; &#1578;&#1575; &#1601;&#1585;&#1583;&#1575; &#1589;&#1576;&#1581; &#1585;&#1608;&#1740; <a href="http://www.farzan-music.com">&#1608;&#1576; &#1587;&#1575;&#1740;&#1578; &#1582;&#1608;&#1583;&#1588;</a> 
&#1607;&#1605; &#1602;&#1585;&#1575;&#1585; &#1576;&#1711;&#1740;&#1585;&#1607;.<br>
&nbsp;&#1575;&#1605;&#1575; &#1605;&#1606; &#1662;&#1740;&#1588; &#1583;&#1587;&#1578;&#1740; &#1705;&#1585;&#1583;&#1605; &#1608; &#1575;&#1740;&#1606; &#1578;&#1585;&#1705; &#1585;&#1608; &#1576;&#1585;&#1575;&#1740;
<a href="http://www.hashalhaf.com/weblog/Content_Images/sahand/Farzan_EydiyeMaYadetNare.mp3">
&#1583;&#1575;&#1606;&#1604;&#1608;&#1583;</a> آماده کردم!</p>
<p align="center" dir="rtl">
<img border="0" src="http://www.farzan-music.com/html/gallery/PHOTOS/LOGOS/1.jpg" width="533" height="800"></p>
<p align="center" dir="rtl">ع&#1740;د&#1740; من &#1740;ادت نره :)</p>
<p align="center" dir="rtl">
&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>سی شارپ</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/02/post_372.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=935" title="سی شارپ" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.935</id>
    
    <published>2008-02-24T12:30:00Z</published>
    <updated>2008-02-24T11:26:25Z</updated>
    
    <summary>C# , C , سی شارپ , C-Sharp
2008-02-24 16:00:00</summary>
    <author>
        <name>persianboy</name>
        <uri>http://www.hashalhaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Persi" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>سی شارپ، همچون زبان برنامه نویسی جاوا زبانی است شی‌ گرا و سطح بالا (high level)، محصول شرکت Microsoft و بر پایه .NET از آنجایی که شی گرایی و سطح بالا بودن از ابزارهای مدیریت مؤثر و کارآمد پیچیدگی در فضای پیچیده ی اینترنت مدرن می باشند، در واقع می‌شود جاوا و سی شارپ را از جمله زبان های اصلی برای ایجاد و انجام برنامه‌های کاربردی تحت وب (web applications) و خدمات وب دانست.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/C%23.gif"></p>
]]>
        <![CDATA[<p>بر اساس ادعای شرکت مایکروسافت، این زبان در سال 2000 توسط تیمی به سرکردگی «آندرس هلزبرگ» و«سکات ویلتاموث» ساخته شد. سی شارپی که برای دات نت در مجموعه NET Platform SDK. ارایه گردید، در محیط های برنامه نویسی استودیوی بصری دات نت (Visual Studio .NET)، برای نسخه‌های 2003 و 2005 آن موجود است. <br />
دستورات زبان سی شارپ مانند جاوا سطح بالا تر از C و ++C است و از VB ساده تر. این زبان همانند پیدایش زبان C انقلابی را در امر برنامه نویسی موجب شد، چراکه به طور همزمان میتواند امکانات سطح پاین و سطح بالا را به بهترین شکل پشتیبانی کند. در طراحی این زبان برای جلوگیری از پیدایش Bug در زمان اجرا بسیار تلاش شده و اجازه هر کاری (مانند ساخت اشاره گر) را نمیدهد(مگر اینکه اصرار بر انجام این کارها داشته باشید).</p>

<p>سکّوی دات نت:<br />
در ماه ژوئن سال 2000 میلادی بود که شرکت مایکروسافت ابداع و ایجاد سکّوی (platform) جدید برنامه نویسی خود را موسوم به دات نت (Microsoft .NET) اعلام نمود. در جهت بهبود سکّوهای پیشین مایکروسافت، دات نت مدل تازه‌ای را برای ایجاد نرم افزار های کاربردی ارایه می‌دهد که در آنجا زبان های گوناگون می توانند در کنار هم قرار گیرند و با یکدیگر به همکاری بپردازند. این درست مدل کوچکتری است از تمامی فضای اینترنت به آن گونه که عوامل گوناگون می توانند در سطوحی گسترده به همکاری اقدام کنند.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/VS2008.jpg"></p>

<p>انعطاف پذیری سی شارپ:<br />
سی شارپ زبانی است کاملا شی گرا و بر پایه .NET Framework این زبان مانند بسیاری از زبانهای شی گرای دیگر از فایل های کتابخانه ای Net. استفاده می کند و همچنین فقط بر روی سیستم عامل Microsoft Windows XP SP2 (یا بعد از آن) که .NET Framework بر روی آن نصب باشد اجرا می شود سی شارپ به کلی برای دات نت طراحی شده و علاوه بر تولید پروژه های Console Programs در تولید Windows Application هم بسیار قوی است سی شارپ بر پایه نظریه اولیه سی طراحی شده و همچنین بسیاری از صفات خود را از C++ و Java و Delphi به ارث برده است ولی به گفته مایکروسافت بر پایه ی C برای رقابت با Java و به سادگی VB طراحی شده است. در کل سی شارپ یک زبان مدرنیزه شی گرا میباشد که در محیط Visual Studio بسیار قدرت یافته است .</p>

<p>منابع اطلاعات در سی شارپ:<br />
سی شارپ می تواند به خوبی با Database ها ارتباط برقرار کرده و آنها را ویرایش و یا از آنها اطلاعات بگیرد این ویژگی که در Visual Studio .NET به خوبی پشتیبانی شده کار را برای کاربر بسیار راحت کرده تا جایی که فقط با چند دستور ساده می توان با منبع اطلاعات ارتباط برقرار کرد. در این زبان از بانک اطلاعات به صورت Connectionless استفاده می شود. به این شکل که کل بانک به داخل یک Dataset بر روی حافظه اصلی کپی میشود و سپس استفاده می شود.این روش به منظور کاهش ترافیک شبکه طراحی شده است.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/csharp.gif"></p>

<p>فایل های تولیدی در سی شارپ:<br />
فایل هایی که بیشتر با کاربر سر و کار دارند عبارتند از: <br />
فایلهای با پسوند “.Sln”: این فایل سطح بالای Solution است که برای هر برنامه یک فایل از این نوع موجود است . هر فایل Solution یک یا چند فایل پروژه را در خود دارد. <br />
فایل های با پسوند “.Csproj”: این یک فایل پروژه C# است .هر فایل پروژه یک یا چند فایل سورس دارد . فایل های سورس در یک پروژه باید به یک زبان برنامه نویسی نوشته شود . <br />
فایل های با پسوند “Cs”: این یک فایل سورس است و کد برنامه در این فایل نوشته می شود و این فایل شامل کدی است که ویژوال استودیو به صورت خود کار ایجاد می کند . <br />
فایل “Assemblyinfo.cs”: این یک فایل سورس دیگر است با این تفاوت که می توان از این فایل برای اضافه کردن مواردی مثل اسم نویسنده و تاریخ نوشتن برنامه و امثال آن به برنامه استفاده می شود. <br />
فایل “.Ico”: این آیکون برنامه است .آیکونی که در زمان اجرای برنامه در نوار وظیفه قرار می گیرد.</p>

<p>ابزارهای دیگر در سی شارپ:<br />
سی شارپ نه فقط مخصوص ساخت یک برنامه DOS یا Windows Form است بلکه می توان با آن نرم افزارهای کاربردی تری مانند Movie Collection ها را به صورت سفارشی کمپایل کرد حتی قدرت بسیار بالای این زبان در ساخت Screen Saver ها هم بسیار زبان زد است که این خود نوعی مزیت نسبت به C++ یا دیگر نرم افزارهای برنامه نویسی به شمار می رود ولی این زبان برای این کارهای ساده طراحی نشده است. از جمله کارهایی که این زبان میتواند انجام دهد طراحی نرم افزار برای Smart Phone, Pocket PC, Windows CE, Linux است. در ضمن این زبان برای طراحی وب سایت به زبان ASP.Net نیز به کار برده می شود. همچنین برای کار با Registry و فایلها مناسب ترین زبان است. در زمینه ی کار با بانک های اطلاعاتی و APIها نیز بسیار قوی است.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/csharp_logo.gif"></p>

<p>حرف آخر:<br />
اگر می خواهید زبان برنامه نویسی را به طور حرفه ای ادامه دهید و قبلاً  زبان های مانند VB را كار كرده اید بهترین گزینه، می تواند سی شارپ باشد.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/HashalHaf1.jpg"></p>

<p>منبع : ویكی پدیا<br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>درک متقابل</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/02/post_188.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=734" title="درک متقابل" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.734</id>
    
    <published>2008-02-17T04:57:06Z</published>
    <updated>2008-02-17T03:57:33Z</updated>
    
    <summary>2008-02-17 08:27:06</summary>
    <author>
        <name>sahand</name>
        <uri>www.hashalhaf.com</uri>
    </author>
            <category term="F&amp;M" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>دكتر جان گری:<br />
وقتی مرد با برخورد همدلانه به همسرش كه احساسات خود را بیان می كند گوش دهد، زن احساس می كند كه همسرش پیام او را دریافت كرده و بنابراین درك شده است. <br />
لازمه درك كردن شناخت قبلی افكار و احساسات مشخص نیست. بلكه بر اساس شنیده ها، اقداماتی برای اعتبار بخشیدن به روابط صورت می گیرد.<br />
هرچه نیاز یك زن به شنیده شدن و درك شدن بیشتر برآورده شود او به سادگی بیشتری می تواند پذیرشی را كه مرد نیاز دارد به او ببخشد.<br />
وقتی زن همسرش را بپذیرد بدون آنكه به عمد بخواهد او را تغییر دهد، مرد احساس پذیرش می كند. احساس می كند همسرش به توانایی های او ایمان دارد و این به این معنی نیست كه زن گمان می كند مردش بدون عیب و نقص و كامل است. بلكه نشانه این است كه زن سعی بر بهبود و اصلاح مرد نمی كند، بلكه به او اعتماد می كند تا برای بهبود خود قدم بردارد.<br />
وقتی مرد احساس می كند كه مورد پذیرش واقع شده، به راحتی بیشتری می تواند به سخنان همسرش گوش دهد و درك شدنی را كه او به آن نیاز دارد و شایسته آن است به او ارزانی دارد.</p>

<p align="left">
.:  روزنامه ایران :.
</p>
 ]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>باز هم ولنتاین ...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/02/post_371.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=934" title="باز هم ولنتاین ..." />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.934</id>
    
    <published>2008-02-13T21:22:16Z</published>
    <updated>2008-02-13T20:25:32Z</updated>
    
    <summary>2008-02-14 00:52:16
شاد باشید ... ولنتاین</summary>
    <author>
        <name>persianboy</name>
        <uri>http://www.hashalhaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Persi" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p align=center>
<br><br>
<img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/Valentine-Heart.gif">
<br><br>
شاد باشید و دوست بدارید
<br><br>
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>گذری بر فلسفه نام ماههای ایران زمین</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/02/post_370.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=933" title="گذری بر فلسفه نام ماههای ایران زمین" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.933</id>
    
    <published>2008-02-04T04:30:00Z</published>
    <updated>2008-02-03T22:27:51Z</updated>
    
    <summary>فلسفه نام ماههای ایرانی
2008-02-04 08:00:00
</summary>
    <author>
        <name>persianboy</name>
        <uri>http://www.hashalhaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Persi" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>ایرانیان برای هر پدیده سودمندی جشن (یعنی نیایش همگانی) برگزار می‌كرده‌اند. از این پدیده‌ها می‌توان رویدادهای طبیعی را نام برد. زمین در گذر خود به گرد خورشید از مداری بیضی شكل می‌گذرد. هرگاه خورشید در هر یك از دو مركز این بیضی باشد (زمین در دو سر قطر بزرگ جای داشته باشد)، درازای روز و شب برابر می‌شوند كه نقطه‌های اعتدال بهاره و پاییزه نامیده شده‌اند. <br />
با گذر از نقطه اعتدال و رسیدن زمین به دو سر قطر كوچك بیضی طول روز یا شب كم‌كم به بلندترین اندازه خود می‌رسد كه به ترتیب نقطه‌های انقلاب تابستانه و زمستانه نام دارند. از سوی دیگر هم زمان با گردش زمین زاویه تابش خورشید به بخش‌های گوناگون زمین نیز دگرگون شده، گرمای آنجا را كم یا زیاد می‌كند. بدین گونه سال خورشیدی، فصل‌، ماه و دیگر پدیده‌های مربوط به گاه شماری پدید می‌آید. در دو نقطه اعتدال بهاره و پاییزه همچنین در نقطه‌های انقلاب تابستانه و زمستانه به ترتیب جشن‌های نوروز، مهرگان، تیرگان و دیگان (یلدا) برگزار می‌شده است.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/Persian-months.gif"></p>
]]>
        <![CDATA[<p>در گاه شمار ایرانی سال دوازده ماه سی‌ روزه دارد كه هر روز را به نامی می‌خوانده‌اند. هر روز كه نام آن با نام ماه یكی می‌شده، آن روز را جشن‌ می‌گرفته‌اند. آیین برگزاری این جشن‌ها نیز با نام آن هماهنگ بوده است. در همه این جشن‌ها نخست با نیایش همگانی از خداوند سپاسگزاری ‌كرده، پیمان می‌بسته‌اند كه به خشنودی اهورامزدا برای نوكردن جهان همه كردارشان را بنابر هنجار هستی انجام دهند و خرد خود را با منش نیك همگام سازند. سپس به شادی برخاسته، داد و دهش (هدیه دادن و پذیرایی) می‌كرده‌اند.<br />
یكی از بزرگترین جشن‌های ایرانی نوروز است. در باور ایرانیان جهان در شش مرحله آفریده شده است: آسمان، زمین، آب، گیاه، جانور، و انسان. بنابر این باور انسان در پنج روز آخر سال آفریده شده، در نوروز از فروردین (= فْرَوَهْر = راهنمای اهورایی) برخوردار در نتیجه نو و تازه می‌ شود. بنابر این ایرانیان در پایان اسفند پیرامون خود را پاكسازی می‌كرده‌اند. آنگاه در پنج روز مانده‌ی آخر سال كه به نام «پنجو، پنجه» شناخته می‌شده با سرودن یكی از پنج بخش گاتها می‌كوشیده‌اند كه درونشان را پاكسازی كنند، تا آماده دگرگونی نوروزی شوند. خانه تكانی پیش از نوروز یادگار این آیین است. سپس به جشن (= نیایش همگانی) می پرداخته‌اند تا از خداوند برای چنین آفرینش و هدایتی سپاسگزاری كنند.<br />
انسان در خانواده ساخته و در اجتماع پرورده می‌شود. سپس می‌تواند با پرورش شش جلوه‌ی خداوند در خودش به او نزدیك شود. از دیدگاه دستور زبان، بهمن، اردیبهشت و شهریور به صورت خنثی یا مذكر و اسفند، خرداد و امرداد نیز سه جلوه‌ای هستند كه به صورت مونث بكار برده شده‌اند. این شش صفت در فرهنگ التقاطی ساسانیان با نام اَمْشاسپندان (به معنی بی‌مرگان افزاینده، پاكان و مقدسان جاودان) دچار شخصیت فرشته‌ای شدند. <br />
در اسطوره‌های ساسانی تخم‌مرغ، شیر و شیر برنج نماد بهمن؛ آتش نماد اردیبهشت؛ فلز نماد شهریور؛ زمین نماد اسفند؛ آب نماد خرداد؛ گیاه سبز و خوراكیهای گیاهی نماد امرداد هستند. انسانی كه این شش پرتو را در خود پرورده باشد، روحش چون آیینه روشنایی خداوند را باز می‌تاباند، بنابراین كتاب آسمانی گاتها و آیینه نیز بایستی نماد اهورایی شدن انسان باشد. در همه جشن‌ها از جمله پنج روز پنجه، سفره‌ای گسترده و نیایش‌ها در كنار آن انجام می‌شود. این هفت عنصر در همه سفره‌هایی كه برای آیین‌های دینی (جشن‌ها) گسترده می‌شوند، وجود دارد و سفره هفت‌سین یادگار آن است. معنی نام‌ها این نكته را بهتر نشان می‌دهد ...</p>

<p>فروردین (ماه فروهر‌ها) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/farvardin.gif"></p>

<p>فروردین نام نخستین ماه  فصل بها ر و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. <br />
در گاه شمار ایرانی سال با لحظه گذر زمین از نقطه اعتدال بهاره كه درازای روز با شب برابر است، آغاز می‌شود در اسطوره‌های ایرانی پنج روز پیش و پنج روز پس از نوروز فروهر‌ها به زمین می‌آیند تا روان انسان را تازه كنند. همان گونه كه جهان خموده از زمستان به حركتی تا بلندای رسیدن در می‌آید.<br />
در اوستا و پارسی باستان «فرورتینام»، در پهلوی «فرورتین» و در فارسی «فروردین» گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. <br />
واژه ی فروهر (فرورد، فرورتی و فروشی به معنی راهنما) نام ذره‌ای از ذات خداوندی است كه برای راهنمایی باشندگان به سوی خداوند درون آنها نهاده شده است. روان راستكاران با فروهرشان یكی می‌شود. به سخنی دیگر انسان قطره‌ای كوچك از دریای خداوند است كه پس از پالایش دریایی می‌شود به كوچكی یك قطره.<br />
در جشن فروردینگان (نوزدهم فروردین) ایرانیان به آرامگاه‌ها رفته از خداوند برای چنین بخششی سپاسگزاری، برای درگذشتگان درخواست شادی روان و برای خود آرزوی راستكاری می‌كرده‌اند.<br />
بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال، فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر می روند.</p>

<p>اردیبهشت (اشا وهیشتا = بهترین هنجار، راه و قانون) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/ordibehesht.gif"></p>

<p>اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. <br />
طبیعت ایران در این هنگام بهترین و زیبا‌ترین حالت خود را داشته، از بهترین هنجار برخوردار است همانگونه كه به هنجارترین چیزها زیباترین چیزهاست.گاتها آموزش می‌دهد كه خداوند هنجاری به نام اشا بر جهان استواركرده‌ است. پیامد شناخت این هنجار « دانش» نام دارد؛ دانشی كه انسان را توانا و پیروز می‌كند، ولی خرسندی زمانی به دست می‌آید كه انسان همراه با اشا از بهمن نیز برخوردار باشد.<br />
در اوستا «اشاوهیشتا» و در پهلوی «اشاوهیشت» و در فارسی «اردیبهشت» گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء اول «اشا» از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاکی ... و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است. جزء دیگر این کلمه که واژه «وهیشت» باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است. در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است. <br />
در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. <br />
در معنی ترکیب لغت اردیبهشت «مانند بهشت» هم آمده است.</p>

<p>خرداد (رسایی و كمال) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/khordad.gif"></p>

<p>خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است. <br />
بنابر چرخه‌های بلند مدت آب و هواشناختی ایران در این ماه از سال سیلاب‌های بهاری فرو نشسته‌ و كم آبی‌های تابستانی هنوز فرا نرسیده است؛ بنابراین منابع طبیعی آب در بهترین حالت خود هستند. بچه‌های جانوران دوره حساس نوزادی را پشت سر گذاشته و شكوفه‌ها میوه شده‌اند.<br />
در اوستا و پارسی باستان «هئوروتات»، در پهلوی «خردات» و در فارسی «خورداد» یا «خرداد» گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء «هئوروه» که صفت است به معنای رسا، همه، درست، و کامل؛ دوم «تات» که پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است. ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.<br />
در اسطوره‌های ایرانی نگهداری از آب ها و زندگان، در برابر دیو تشنگی به این امشاسپند سپرده شده است.</p>

<p>تیر (ایزد باران، ستاره تیشتر، شعرای یمانی) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/tir.gif"></p>

<p>تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. <br />
در چرخه‌های بلند مدت هواشناسی ایران بیشترین تبخیر و كمترین بارش در این ماه روی می‌دهد، ولی به هر روی نم بارانی می ‌بارد. از سوی دیگر ستاره تیر در این هنگام طلوع می‌كند كه ستاره شناسان ایران باستان آن را قرین باران می‌دانستند.<br />
در اوستا «تیشریه»، در پهلوی «تیشتر» و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی «تیر» گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود.فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک، از باران بهره مند می شود و کشتزارها سیراب می گردد. تیشتر را در زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.<br />
در این اسطوره ی ایرانی دیو «اَپَ ‌ئوشه» آب‌ها را بخار و در آسمان زندانی می‌كند. ایزد تیر پس از كشمكش‌های بسیار این دیو را شكست می‌دهد. بدین گونه آبها آزاد شده، باران می‌بارد. <br />
در تاریخ اسطوره‌ای ایران چندین جنگ بزرگ به دلیل بارش باران در این ماه به آشتی انجامید. از رویدادهای اسطوره‌ای این ماه پرتاب تیر بوسیله آرش است كه برای مشخص كردن مرز ایران و توران و پایان جنگی درازمدت انجام شد. از آنجا كه آرش راستكار و ایرانیان خداپرستانی بر حق بودند، ایزد باد تیر آرش را تا كرانه جیحون برده، همراه با آن سختی و غم را از دل و جان ایرانیان دور می‌سازد. در جشن تیرگان (دهم تیر ماه) كه برابر با انقلاب تابستانه است، مردم پس از سپاسگزاری از خداوند و آرزوی افزایش بارش با شادی به یكدیگر آب می‌پاشیده‌اند كه نمادی از باران است. همچنین در این روز هفت رشته رنگین را به هم تابیده نخ هفت رنگی (نماد هفت رنگ یا نو‎ع درد و رنج) به نام تیرو (به یاد تیر آرش) درست كرده، دور مچ دست چپ خود گره می زده‌اند. سپس در روز باد بر سر یك بلندی این تیرو را به باد می‌سپرده‌اند تا همچون تیر آرش سختی و رنج را از ایشان دور كند.</p>

<p>امرداد (بی‌مرگی و جاودانگی) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/amordad.gif"></p>

<p>امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. <br />
در اوستا «امرتات»، در پهلوی «امرداد» و در فارسی «امرداد» گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:<br />
اول «ا» ادات نفی به معنی نه، دوم «مرتا» به معنی مردنی، نیست و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه «مرداد» به غلط استعمال می شود؛ و گویش اشتباه «مرداد» به معنی مرگ و نابودی به دو دلیل ناپسند است. نخست آنكه امرداد از نام‌ها و جلوه‌های خداوند و اشتباه در گفتن آنها بسیار ناپسندیده است. دو دیگر آنكه مرگ و نابودی نام زیبایی نیست و با فرهنگ پیشبرنده ایرانی هم‌خوانی ندارد.<br />
در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از :<br />
نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.<br />
در فرهنگ ایرانیان گیاه و سبزی، نماد بی‌مرگی بوده است. زیرا گیاهان عمری بسیار دراز دارند و هرسال دوباره تازه و شاداب جوانه می‌زنند. از سوی دیگر گیاه با تامین هوای پاك و خوراك به دیگر زندگان، زندگی می‌بخشد. در این هنگام از سال گیاهان در بهترین وضعیت رشد سبزینه‌ای خود هستند.</p>

<p>شهریور (شهریاری نیك و برگزیدنی، سلطه و قدرت نیك) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/shahrivar.gif"></p>

<p>شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. <br />
در اوستا «خشتروئیریه»، در پهلوی «شتریور» و در فارسی «شهریور» می دانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء: «خشتر» که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از «ور» به معنی برتری دادن «وئیریه» یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده. این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. <br />
خداوند تنها شهریار دو جهان است. اگر انسان آن گونه كه شایسته است پرورش یابد، بر همه چیز شهریار بوده، نمی‌گذارد چیزی بر او سلطه داشته باشد. در گاتها نیز رابطه‌ی انسان با خدا رابطه‌ی دلداده و دلدار یا استاد و شاگرد است.<br />
شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوست، او را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.</p>

<p><br />
مهر (پیوستن با مهربانی) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/mehr.gif"></p>

<p>نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.<br />
زمین در این هنگام از نقطه اعتدال پاییزه می‌گذرد بنابراین درازای روز با شب برابر می‌شود. گرمای خورشید نه چون تابستان بسیار است و نه چون زمستان اندك. حیوانات و حشرات نیز در این ماه جفت‌گیری می‌كنند. در اسطوره‌های ایرانی گرما و نور خورشید را ایزد مهر می دانستند.<br />
در سانسکریت «میترا»، در اوستا و پارسی «میثر»، و در پهلوی «میتر»، و در فارسی «مهر» گفته می شود، که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. <br />
اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. «میثره» در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر، ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست. مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است. <br />
از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز از او پوشیده نمی ماند. برای آنکه از عهده نگهبانی برآید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالای کوه «هرا»است، آنجایی که نه روز است و نه شب ، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه کثافت. مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است. این آرامگاه، خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می شتابد.<br />
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل به جز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آن دو را یکی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام «میترس» یاد کرده اند و ذکر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم «میترس» می ستایند. از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح، آن دو با یکدیگر خلط شده اند. <br />
ایرانیان مهرپرور و عدالت خواه، جشن مهرگان را «نوروز خاصه» می‌نامیده‌اند.</p>

<p>آبان (آب‌ها) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/aban.gif"></p>

<p>در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می شود. <br />
در اوستا بارها «آپ» به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است.<br />
نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند. ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آن که «زو» که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داده، تعقیب نموده و از ملک خویش بیرون کرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردید و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. <br />
آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می گیرد.<br />
در این ماه از سال به طور معول باران می‌بارد. آبان، در گاه شماری باستانی این ماه آغاز زمستان بزرگ بوده است.</p>

<p>آذر (آتش) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/azar.gif"></p>

<p>در اوستا «آتر» و «آثر»، در پارسی باستان و پهلوی «آتر» و در فارسی «آذر» می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است. <br />
آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان، «آگنی» خوانده شده و در «ودا» (کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. <br />
آفتاب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار می گیرد؛ و سرما به اندازه‌ای است كه باید آتش روشن كرد.</p>

<p>دی (دادار، دانای آفریننده) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/dey.gif"></p>

<p>در اوستا «داثوش» یا «دادها» به معنی آفریننده ، دادار و آفریدگار است و غالباً صفت اهورامزدا است و آن از مصدر «دا» به معنی دادن و آفریدن است. <br />
در خود اوستا صفت دثوش(=دی) برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار، دثوش)موسوم است. برای این که سه روز موسوم به «دی» با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می پیوندند. مثلا روز هشتم را «دی به آذر» و روز پانزدهم را «دی به مهر» و ... <br />
دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.<br />
در این هنگام از سال كه با انقلاب زمستانه همراه است، كوتاه ترین روزها و بیشترین سرما زندگی مردم و جانوران را آن چنان با خطر روبرو می‌سازد كه تنها خداوند می تواند آن ها را در امان نگه‌ دارد. از سوی دیگر همه ی كارهای كشاورزی و بیشتر كارهای دامداری تعطیل است و بهترین راه برای گذراندن این شب‌های بلند و سرد، نیایش به درگاه خداوند است. در این ماه چهار جشن دیگان در روزهای «اورمزد»، «دی به آذر»، «دی به مهر» و «دی به دین» برگزار می‌شود. نخستین روز این ماه یعنی اورمزد و دی ماه (25 آذر ماه در گاه شمار امروزی) برابر با شب یلدا است. این باور وجود داشته‌ است كه پس از مهرگان، مهر (گرما و نور خورشید) رو به نابودی می رود تا آن كه در اورمزد و دی ماه دوباره متولد می‌شود. واژه آرامی «یلدا» این نكته را نشان می دهد. در فرهنگ اروپایی پس از جایگزین شدن مسحیت به جای مهرپرستی، این آیین تولد، به نام تولد مسیح برگزار می شده است.</p>

<p>بهمن (منش نیك) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bahman.gif"></p>

<p>در اوستا «وهومنه» ، در پهلوی «وهومن»، در فارسی «وهمن» یا «بهمن» گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: «وهو» به معنی خوب و نیک و «مند» از ریشه من به معنی منش است؛ پس یعنی بهمنش، نیک اندیش و نیک نهاد. <br />
نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند. <br />
یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار، نیکی را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می دارد. خروس که از مرغکان مقدس به شمار می رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می خواند، ویژه بهمن است.همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. <br />
بنا به نوشته ابوریحان بیرونی، جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. <br />
بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می شود؛ در طب نیز این گیاه معروف است.<br />
در هات 28 بند 1 از گاتها در نماز آرزو می‌شود كه برای خرسندی جهان همه كارهایمان با «اشا» و خردمان با «منش نیك» همگام باشد. <br />
با نگاهی به طبیعت ایران می بینیم كه زایش بسیاری از جانوران سودمند اهلی و وحشی پس از جشن سده (جشن سوختن آتش) روی می‌دهد. جشن سده كه به نظر می رسد جشن آغاز سال نو كشاورزی بوده باشد در روز مهر ایزد این ماه برگزار می‌شود. درگذشته نخستین كار برای آغاز كشاورزی كندن بوته‌های بیابانی و سوزاندن آنها بود. امروزه نیز بسیاری از كارهای كشاورزی و باغبانی پس از سده آغاز می شود.</p>

<p>اسفند (آرامش افزاینده، پارسایی مقدس) :</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/esfand.gif"></p>

<p>دراوستا «اسپنتا آرمیتی»، در پهلوی «اسپندر»، در فارسی «سپندار مذ»، «سفندارمذ»، «اسفندارمذ» و گاه به تخفیف «سپندار» و «اسفند» گفته شده است. «اسفند» یا «سپنتا آرمیتی»، آرامشی است كه از عشق و ایمان سرچشمه می گیرد. <br />
در ادبیات اوستایی این جلوه اهورایی به صورت مادینه (مونث) به كار برده شده است. بنابراین در اسطوره‌های ایرانی این امشاسپند نگهبان زن و زمین به شمار می رفته است. در بندهشن آمده كه زن نیك چون زمین نیك سختی‌ها را می گوارد و بر شیرین می دهد. از این روی جشن اسپندگان (29 بهمن ماه امروزی) ویژه ی زنان بوده است. در این روز مردها با دادن هدیه به زنان از ایشان قدردانی می‌كرده‌اند. <br />
ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «مردگیران» یاد كرده می‌آورد كه دختران شوی (شوهر) مورد علاقه خود را در این روز برمی‌گزیده‌اند.<br />
سپندارمذ، موظف است که همواره زمین را خرم ، آباد، پاک و بارور نگه دارد، هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند، خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است. آسایش در روی زمین، سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. <br />
بیدمشک گل مخصوص «سپندارمذ» می باشد.</p>

<p>اینك كه معنی نام‌های ماه را دانستیم باری دیگر به چرخه سال باز می‌گردیم ولی اینبار با دیدی دیگر سال را از زمستان آغاز می‌كنیم. شاید بتوان زمستان را همانند آغاز آفرینش دانست. زمانی كه تنها خداوند بود و خواست كه روزگار جهان با فروغ آسایش و آرامش روشن باشد. پس نخست روشنایی را آفرید. آنگاه با خرد خود آیین راستی (هنجار هستی- اشا) را آفرید و بهترین منش (بهمن) را استوار كرد (هات 31 بند 7 گاتها). از آنجا كه در بیشتر موارد «بهمن» به صورت نرینه (مذكر) بكار برده شده شاید بتوان آنرا همانند پدر دانست. پدری كه از دانش و خرد، منشی نیك دارد. شاید بتوان «اسفند» را نیز همانند مادر دانست، زیرا از دیدگاه دستور زبان این جلوه خداوندی همواره به صورت مادینه (مونث) بكار برده شده است. مادری كه از دانش، دلدادگی و ایمان به خدا آرامشی افزاینده (اطمینان قلب) دارد.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/Hashalhaf-00.gif"></p>

<p><br />
فهرست منابع: <br />
1. آذرگشسب، فیروز- موبد (مترجم و مفسر)، 1351، گات‌ها - سرودهای زرتشت، انتشارات فروهر، چاپ نخست، 525ص.<br />
2. پورداود، ابراهیم، به كوشش بهرام فره‌وشی، 1356، یادداشت‌های گاثاها، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 527ص.<br />
3. جعفری، علی اكبر، 1361، پیام زرتشت، انتشارات فروهر، چاپ سوم، 188ص.<br />
4. جعفری، علی اكبر، ستوت یسن، 1359، انتشارات فروهر، چاپ نخست، 414ص.<br />
5. دوستخواه، جلال (از گزارش استاد پورداود)، 1361، اوستا - نامه مینوی آیین زرتشت، انتشارات مروارید، چاپ سوم، 189ص.<br />
6. رضی، هاشم، 1360، زرتشت و تعالیم او، انتشارات فروهر، چاپ هشتم، 171ص.<br />
7. رضی، هاشم، 1363، اوستا، انتشارات فروهر، چاپ نخست، 469ص.<br />
8. رضی، هاشم، 1380، زرتشت - پیامبر ایران باستان، انتشارات بهجت، چاپ دوم، 279ص.<br />
9. شاهرخ، كیخسرو، به كوشش و ویراستاری فرزان كیانی، 1380، زرتشت پیامبری كه از نو باید شناخت «فروغ مزدیسنی»، انتشارات جامی،چاپ نخست، 278ص.<br />
10. فره‌وشی، بهرام، 1355، جهان فروری، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نخست، 139ص.<br />
11. مهر، فرهنگ، 1374، دیدی نو از دینی كهن «فلسفه زرتشت»، انتشارات جامی، چاپ نخست، 258ص<br />
12. بانو رویا.غ ، پژوهش و گرد آوری، سایت http://www.ariarman.com .</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>خجسته جشن سده با بیان موبد نیکنام</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/01/post_367.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=932" title="خجسته جشن سده با بیان موبد نیکنام" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.932</id>
    
    <published>2008-01-30T08:07:34Z</published>
    <updated>2008-01-30T07:09:07Z</updated>
    
    <summary>2008-01-30 11:37:34</summary>
    <author>
        <name>babak</name>
        <uri>http:\\www.HashalHaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Babak" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p><strong>جشن سده </strong></p>

<p>واژه سَدِه ، از ریشه سَتدر زبان پهلوی آمده است و معنی آن عدد صد است . هنگامی که ایرانیان سال را به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم کرده بودند ، از آغاز فروردین تا پایان مهر ماه هر سال را تابستان می‌گفتند و از اول آبان تا پایان اسفند را زمستان می‌نامیدند . آنان هنگامی که صد روز از زمستان و از شروع ماه آبان می‌گذشت و روز دهم بهمن فرا می‌رسید ، آن را سده می‌نامیدند و جشن می‌گرفتند . </p>

<p>آنان بر این باور بودند که سرمای زمستان از آن پس به آرامی کاهش خواهد یافت . پس در روز جشن سده به دشت و صحرا روی می‌اوردند ، هیزم و خار و خاشاک فراهم می‌کردند و با فرارسیدن شب ، آتش بزرگی می‌افروختند و به امید افزایش در روز بعد که آن را از جلوه‌های اهورایی می‌دانستند به شادمانی می‌پرداختند </p>

<p>روایتی که به جشن سده در تاریخ ایران باستان نسبت می‌دهند ، ماجرای پیدایش آتش توسط هوشنگ ، پادشاه پیشدادی است که شرح ان در شاهنامه فردوسی به روشنی و رسایی امده است . جشن سده پس از اسلام نیز در بسیاری از شهرهای ایران برپا می‌گشت . اکنون زرتشتیان در همه شهرها و روستاها ، با اتش افروزی ، سده را جشن می‌گیرند  </p>

<p><br />
--------------------------------------------------------------------------------</p>

<p>برگفته از کتاب از نوروز تا نوروز نوشته : کورش نیکنام - انتشارات فروهر</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>جشن سده  Sadeh شاد و خجسته</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/01/_sadeh.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=931" title="جشن سده  Sadeh شاد و خجسته" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.931</id>
    
    <published>2008-01-29T09:39:50Z</published>
    <updated>2008-01-29T08:44:16Z</updated>
    
    <summary>2008-01-29 13:09:50</summary>
    <author>
        <name>babak</name>
        <uri>http:\\www.HashalHaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Babak" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>واژه سده: بيشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد مي دانند. ابوريحان بيروني مي نويسد: “سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و آخر سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند” و برخي برآنند كه در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد .” </p>

<p>نظر ديگر اينكه سده معروف، صدمين روز زمستان از تقويم كهن است، زمستان در تقويم كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخي گفته اند كه اين تسميه به مناسبت صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.<br />
</p>]]>
        <![CDATA[<p><strong>واژه سده:</strong> بيشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد مي دانند. ابوريحان بيروني مي نويسد: “سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و آخر سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند” و برخي برآنند كه در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد .” </p>

<p><strong>نظر ديگر اينكه</strong> سده معروف، صدمين روز زمستان از تقويم كهن است، زمستان در تقويم كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخي گفته اند كه اين تسميه به مناسبت صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است. </p>

<p>  زنده ياد استاد مهرداد بهار معتقد است كه واژه سده از فارسي كهن به معني پيدايش و آشكار شدن آمده و آن را برگزاري مراسمي به مناسبت چهلمين روز تولد خورشيد (يلدا) دانسته و مي نويسد: … جشن سده سپري شدن چهل روز از زمستان و دقيقا در پايان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشني ديگر كه در دهم دي ماه برگزار مي شده و كمابيش مانند جشن سده بوده هم بايد توجه كنيم كه در آن نيز آتش ها مي افروختند. اگر نخستين روز زمستان را پس از شب يلدا – تولد ديگري براي خورشيد بدانيم، مي توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمين و چهلمين روز تولد، آيين كهن و زنده ايراني دانست. (در همه استان هاي كشور و سرزمين هاي ايراني نشين، دهم و چهلم كودك را جشن مي گيرند) و اين واژه “sada” (اسم مونث) كه به معني پيدايي و آشكار شدن است ، در ايران باستان sadok  و در فارسي ميانه sadag بوده و واژه عربي سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده است. </p>

<p><strong>  پيشينه اسطوره اي پيدايش آيين و جشن سده: </strong></p>

<p>از اسطوره هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگها جرقه اي زد و آتش پديدار شد. هم در كتاب “التفهيم” و هم “آثارالباقيه” ابوريحان، از پديد آمدن آتش سخني نيست بلكه آنرا افروختن آتش بر بامها مي داند كه به دستور فريدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است كه : “آفريدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيك، آن روز را جشن كردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيك عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند.” </p>

<p><strong>  برگزاري جشن سده: </strong></p>

<p>الف) تا دوره ساساني: فردوسي آنرا به هوشنگ نسبت مي دهد و ابوريحان بيروني و نوروزنامه آنرا از فريدون مي دانند و همچنين رسمي شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان منسوب گرديده است، اما در هيچكدام به شيوه برگزاري آن اشاره اي نشده است. </p>

<p>ب) بعد از ساسانيان: مورخان و نويسندگاني چون بيروني، بيهقي، گرديزي، مسكويه و … از شيوه برگزاري جشن سده در دوران غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آل زيار و … تا دوره مغول بسيار نوشته اند. از آيين هاي عامه مردم سندي نداريم اما در حضور شاهان، رسم شعرخواني بود و نيز پرندگان و جانوراني به آتش انداخته مي شدند و گياه خوشبو تبخير مي كردند تا مضرات آن را برطرف كنند. </p>

<p>ج) در عصر حاضر: در مازندران، كردستان، لرستان،و سيستان و بلوچستان؛ روستاييان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشينان نزديك غروب يكي از روزهاي زمستان (آغاز نيمه يا پايان زمستان) روي پشت بام، دامنه كوه، نزديك زيارتگاه، كنار چراگاه و يا كشتزار آتشي افروخته و بنا بر سنتي كهن پيرامون آن گرد مي آيند بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند. </p>

<p>ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در بين تمامي اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتي، كليمي … رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار مي شود. در بين چادرنشينان بافت و سيرجان سده سوزي چوپاني برگزار مي شود كه شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز “چله بزرگ” است در ميدان ده برمي افروزند و مي خوانند: سده سده دهقاني/ چهل كنده سوزاني/ هنوز گويي زمستاني. </p>

<p>چنانكه از كتاب ها و اسناد تاريخي برمي آيد جشن سده جنبه ديني نداشته و تمام داستان هاي مربوط به آن غيرديني است و بيشتر جشني كهن و ملي به شمار مي آيد و وارث حقيقي جشن سده نه فقط زرتشتيان، بلكه همه ايرانيان اند، ميراثي كه به بسياري از كشورهاي همسايه نيز راه يافت. </p>

<p>  <br />
برگرفته از : </p>

<p>روح الاميني،محمود. آيين ها و جشن هاي كهن در ايران امروز . <br />
 <br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>برمودا : مثلث خطر؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/01/post_366.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=928" title="برمودا : مثلث خطر؟" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.928</id>
    
    <published>2008-01-25T05:30:00Z</published>
    <updated>2008-01-24T22:15:38Z</updated>
    
    <summary>2008-01-25 09:00:00
مثلث برمودا , Bermuda triangle , مفقود شدن هواپیما و کشتی ها</summary>
    <author>
        <name>persianboy</name>
        <uri>http://www.hashalhaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Persi" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p>این منطقه را مثلث شیطان، برزخ گمشدگان،منطقه برزخ و از همه مشهورتر مثلث برمودا نامیده‌اند.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bermuda-triangle.gif"></p>
]]>
        <![CDATA[<p>مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bermuda-02.jpg"></p>

<p>وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. » این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است.<br />
مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bermuda-01.jpg"></p>

<p>در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.<br />
این پیامها رفته رفته ضعیف تر و غیرقابل تشخیص تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bermuda-03.jpg"></p>

<p>توضیحات غریبی برای این ناپدیدشدن و موارد مشابهی که بعدها رخ داد ارائه شده است:<br />
بیگانگان فضایی که زیر دریا پنهان شده‌اند، وجود مدخلی در این منطقه به بعدی دیگر و وجود حباب‌های غول‌آسای در اندازه کشتی‌ها!!!!<br />
حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعت های همه آن ها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب تر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.<br />
اما پاسخ های منطقی برای این اتفاقات وجود دارد. مثلث برمودا منطقه ای است که مسافرت‌های هوایی و دریایی بسیاری در آن صورت می‌گیرد، و به نسبت این ترافیک شدید حوادث بیشتری نسبت به مناطق دیگر در آن رخ نمی‌دهد.<br />
در این منطقه توفان‌های پیش بینی نشده بسیاری رخ می‌دهد. و همچنین بنا به گزارش نیروی دریایی امریکا، گلف استریم – جریان آب گرمی که از این منطقه اقیانوس منشا می‌گیرد -  بسیار سریع و مواج است و می‌تواند به سرعت باقیمانده‌های هر سانحه‌ای را بزداید.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bermuda-04.jpg"></p>

<p>یک دلیل جانبی دیگر می تواند این باشد که، دریا در این منطقه تا 10000 متر عمق دارد.<br />
چندی پیش یك دانشمند ژئوفیزیك ساكن شهر وارونژ روسیه مدعی كشف یك علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.  ولادیسلاو بوكریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یكی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربه‌های ‌ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی می‏دهد. این حركت به یادآورنده پرتاب كننده دیسك است كه در آغاز خود می‏چرخد و تنها در لحظه ای كه بالاترین سرعت زاویه  ای را به دست آورد، دیسك را به جلو پرتاب می‏كند. به نظر وی وجود میكرو و ماكرو گودال‌هایی ‌در این منطقه، مولد آشفتگی‌های ‌جاذبه  ای و مغناطیسی می‏باشد كه در نتیجه آن دستگاه‌ها ‌از كار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل می‏كند كه گاهی مرگبار است.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bermuda-05.jpg"></p>

<p>وی می‏گوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌های ‌ساعت است. برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود می‏كشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مركز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناك است. در این فاز، ابتدا گودال‌های ‌آبی و پس از آن گودال‌های ‌هوایی پدیدار می‏شوند. این وضعیت همانند فنجانی است كه به طور ناگهانی انتهای آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت می‏كند و حركتی گردشی به خود می‏گیرد و در امتداد خود، جریان هوا را می‏راند. این دانشمند ژئوفیزیك روسیه می‏افزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشكیل جریانات، می‏توان روشی را ایجاد كرد كه وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bermuda-06.jpg"></p>

<p>در پایان بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که برخی معتقدند: در مورد پرواز شماره 19، بر خلاف داستان مشهور، در واقع خلبانان نه با تجربه، بلکه در حال تعلیم بوده‌اند، و هوا هم  اصلا صاف نبود!!!!<br />
گاهی هم برخی افراد نظرات دینی و معنوی را در رابطه با مسائل غیر طبیعی برمودا بیان می کنند که انسان را به تفکر می اندازد.<br />
به هر حال برمودا یکی از نقاط جذاب و پر ابهام جهان به شمار می رود که نظر بسیاری از مردم دنیا را به خود جلب کرده است ... نظر شما چیست؟؟؟</p>

<p align="center"><img src="http://files.myopera.com/persi/HashalHaf/bermuda-07.jpg"></p>

<p><br />
منابع:<br />
http://hamshahrionline.ir<br />
http://shalamshoorba.blogfa.com</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>جشن بهمنگان یا بهمنجه با زبانی ساده‏تر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.weblog.hashalhaf.com/2008/01/post_363.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.hashalhaf.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=927" title="جشن بهمنگان یا بهمنجه با زبانی ساده‏تر" />
    <id>tag:www.weblog.hashalhaf.com,2008://1.927</id>
    
    <published>2008-01-15T07:55:03Z</published>
    <updated>2008-01-15T06:57:09Z</updated>
    
    <summary>2008-01-15 11:25:03</summary>
    <author>
        <name>babak</name>
        <uri>http:\\www.HashalHaf.com</uri>
    </author>
            <category term="نوشته های Babak" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://www.weblog.hashalhaf.com/">
        <![CDATA[<p> </p>

<p>روز بهمن - وهمن- از ماه بهمن </p>

<p><br />
آگاهي هايى در باره جشن بهمنگان </p>

<p>چنان‌كه مي‌دانيد، از دير و دور تاكنون هر روز و هر ساعت در اين دنياي پهناور پيش‌آمدهايي روي داده و صفحات تاريخ و نوشته‌ها آن رويداد را در سينه خود ثبت و نگهداري كرده‌است.<br />
تاريخ كشور ايران و دين زرتشتي نيز خود گوياي بسياري از اين رخدادها است كه برخي از رويدادها در بهمن ماه بوده‌است.<br />
از جمله روز دوم بهمن ماه به نام بهمن خوانده‌مي‌شود كه مربوط به «امشاسپند بهمن» است و به مناسبت هم نام بودن ماه و روز به بهمنگان و يا بهمنجه ناميده مي‌شود. امشاسپند بهمن بنا به نوشته‌هاي باستان و اوستا نگهبان چهارپايان سودمند است.<br />
پس از همين رو بوده كه در بهمن روز از كشتن گوسفند و خوردن گوشت خودداري مي‌كنند. چون فرشته بهمن مظهر نيك‌انديشي و نهاد پاك و نماد خرد و دانش است و نيك انديشي يكي از سه اصل اساسي دين زرتشتي است.<br />
براي جشن بهمنگان چكامه‌هايي نيز سروده‌اندكه از آن ميان، به شعر كوتاهي از «انوري» شاعر بسنده مي‌كنيم:<br />
بعدها كز سر عشرت همه روزه افكندي               سخن رفتــن و نارفتن ما در افواه<br />
انـــــدر آمد ز در حجــــره من صبــحدمي               روز بهمنجنه يعني دوم بهمن ماه<br />
«ابوريحان بيروني» نيز در كتاب التفهيم مي‌نويسند: بهمنجنه بهمن روز است از بهمن ماه، دراين روز بهمن سعيد يا شير خالص و پاك مي‌خورند و مي‌گويند حافظه مي‌آورد و فراموشي را ببرد. اما در خراسان هنگام اين جشن مهماني مي‌كنند بر ديگي كه اندر او از پردانه خوردني و گوشت حيوان حلال گوشت و تره سبزي‌ها وجود دارد.<br />
و سرانجام «علي بن طوسي» در كتاب نعمت خود معروف به «نعمت فرس» زير نام كلمه بهمنجه مي‌نويسد: بهمنجنه رسم عجم است. چون دو روز از ماه بهمن مي‌گذشت، بهمنجه مي‌كردند و اين عيدي بود كه در آن روز طعام مي‌پختند و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر كاس‌ها مي‌افشاندند.</p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p></p>

<p><br />
برداشت از سايت انجمن زرتشتيان تهران <br />
 <br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed> 

